phycomycosis

[ایالات متحده]/ˌfaɪkəʊmaɪˈkəʊsɪs/
[بریتانیا]/ˌfaɪkoʊmaɪˈkoʊsɪs/

ترجمه

n. هر یک از انواع مختلف عفونت‌های قارچی که معمولاً زیر پوست ایجاد می‌شود و توسط قارچ‌های سازه‌ای از گونه‌ی زیگومایکوتا ایجاد می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

diagnose phycomycosis

تشخیص فیکومیکوز

treat phycomycosis

درمان فیکومیکوز

phycomycosis symptoms

симptomهای فیکومیکوز

acute phycomycosis

فیکومیکوز حاد

subcutaneous phycomycosis

فیکومیکوز زیر پوستی

rhinocerebral phycomycosis

فیکومیکوز رینو سerebral

phycomycosis infection

عفونت فیکومیکوز

fatal phycomycosis

فیکومیکوز مرگ آور

disseminated phycomycosis

فیکومیکوز پراکنده

confirmed phycomycosis

فیکومیکوز تأیید شده

جملات نمونه

the patient was diagnosed with cutaneous phycomycosis after the skin lesion was biopsied.

بیمار پس از برداشتن نمونه از جرح پوستی با فیکومیکوز پوستی تشخیص داده شد.

phycomycosis is an opportunistic fungal infection that primarily affects immunocompromised individuals.

فیکومیکوز عفونت قارچی فرصت‌طلبی است که اغلب افرادی با سیستم ایمنی ضعیف را می‌افECT کند.

early detection of phycomycosis is crucial for successful treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام فیکومیکوز برای نتایج درمان موفقیت‌آمیز ضروری است.

the dermatologist treated the gastric phycomycosis with a combination of antifungal medications.

دکتر پوست با ترکیبی از داروهای ضد قارچ فیکومیکوز معده را درمان کرد.

diabetic patients are at higher risk of developing phycomycosis.

بیماران دیابتی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به فیکومیکوز قرار دارند.

the tissue biopsy confirmed that the infection was indeed phycomycosis.

بررسی نمونه بافت تأیید کرد که عفونت واقعاً فیکومیکوز بود.

intravenous amphotericin b is the standard treatment for phycomycosis.

آمفوتریسین B داخل وریدی درمان استاندارد برای فیکومیکوز است.

phycomycosis can manifest as cutaneous, subcutaneous, or visceral forms.

فیکومیکوز می‌تواند به صورت پوستی، زیر پوستی یا داخلی ظاهر شود.

the immunocompromised patient developed severe phycomycosis requiring surgical intervention.

بیمار با سیستم ایمنی ضعیف فیکومیکوز شدیدی پیش گرفت که نیاز به مداخله جراحی داشت.

laboratory tests identified the fungus as responsible for the phycomycosis infection.

آزمایش‌های آزمایشگاهی قارچ را به عنوان عامل عفونت فیکومیکوز شناسایی کرد.

phycomycosis often presents with rapid tissue invasion if left untreated.

اگر درمان نشود، فیکومیکوز معمولاً با نفوذ سریع در بافت‌ها ظاهر می‌شود.

the medical team successfully managed the phycomycosis through aggressive antifungal therapy.

تیم پزشکی با درمان ضد قارچ فعال، فیکومیکوز را موفقانه مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید