physicist

[ایالات متحده]/ˈfɪzɪsɪst/
[بریتانیا]/ˈfɪzɪsɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کارشناس در زمینه مطالعه فیزیک.

عبارات و ترکیب‌ها

theoretical physicist

فیزیکدان نظری

nuclear physicist

فیزیکدان هسته‌ای

جملات نمونه

He is a physicist of the first rank.

او یک فیزیکدان درجه یک است.

physicists may not be fitted for involvement in industrial processes.

ممکن است فیزیکدانان برای مشارکت در فرآیندهای صنعتی مناسب نباشند.

I think he's a physicist or something of that nature.

من فکر می‌کنم او یک فیزیکدان یا چیز دیگری با آن ماهیت است.

But the great physicist was also engagingly simple, trading ties and socks for mothy sweaters and sweatshirts.

اما فیزیکدان بزرگ نیز به طرز جذاب و ساده بود، و به جای کراوات و جوراب، لباس‌های پشمی و هودی می‌پوشید.

Red-green color blindness is also called Daltonism, after English chemist and physicist John Dalton.

کوررنگی قرمز-سبز نیز به نام دالتونیسم نامیده می‌شود، به افتخار جان دالتون، شیمی‌دان و فیزیکدان انگلیسی.

They were taught to pity the neurotic, unfeminine, unhappy women who wanted to be poets or physicists or presidents.

به آنها آموزش داده شد که زنان عصبی، غیر زنانه و ناراضی که می‌خواستند شاعر، فیزیکدان یا رئیس‌جمهور باشند را دریابند.

Dirac also remained true to Werner Heisenberg, a German physicist suspected of being a Nazi sympathiser.

دیراک همچنین به وفاداری به ورنر هایزنبرگ، یک فیزیکدان آلمانی که به همدستی با نازی‌ها مشکوک بود، پایدار ماند.

Except, according to Ian O'Neill - solar physicist, producer for the Discovery Channel and devoted 2012 debunker - that happens every year.

به جز اینکه، طبق گفته ایان او'نئیل - فیزیکدان خورشیدی، تهیه کننده کانال کشف و رد کننده 2012 - این اتفاق هر سال رخ می دهد.

Physicists studying the issue talk not about time machines but about closed timelike curves (CTCs).

فیزیکدانانی که در حال بررسی این موضوع هستند، در مورد ماشین‌های زمان صحبت نمی‌کنند، بلکه در مورد منحنی‌های زمانی بسته (CTC) صحبت می‌کنند.

The left and right, evolutionists, physicists, and most revolutionaries, all accept—at least on a historical scale—the nineteenth-century view of a unilinear and uniform "flow" of time.

چپ و راست، تکامل‌شناسان، فیزیکدانان و بیشتر انقلابیون، حداقل در مقیاس تاریخی، با دیدگاه قرن نوزدهم مبنی بر یک "جریان" خطی و یکنواخت زمان موافق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید