phytology

[ایالات متحده]/faɪˈtɒləʤi/
[بریتانیا]/faɪˈtɑːlədʒi/

ترجمه

n. مطالعه علمی گیاهان
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

plant phytology

گیاه‌شناسی

phytology studies

مطالعات گیاه‌شناسی

phytology research

تحقیقات گیاه‌شناسی

phytology science

علم گیاه‌شناسی

phytology field

حوزه گیاه‌شناسی

phytology expert

متخصص گیاه‌شناسی

phytology applications

کاربردهای گیاه‌شناسی

phytology principles

اصول گیاه‌شناسی

phytology concepts

مفاهیم گیاه‌شناسی

phytology education

آموزش گیاه‌شناسی

جملات نمونه

phytology is the study of plants and their relationships.

فیزیولوژی مطالعه گیاهان و روابط آنها است.

many universities offer courses in phytology.

بسیاری از دانشگاه‌ها دوره‌هایی در زمینه فیزیولوژی ارائه می‌دهند.

phytology helps us understand plant biology and ecology.

فیزیولوژی به ما کمک می‌کند تا زیست‌شناسی و اکولوژی گیاهان را درک کنیم.

research in phytology can lead to agricultural advancements.

تحقیقات در زمینه فیزیولوژی می‌تواند منجر به پیشرفت‌های کشاورزی شود.

phytology is essential for conservation efforts.

فیزیولوژی برای تلاش‌های حفاظتی ضروری است.

students studying phytology often conduct field research.

دانشجویانی که فیزیولوژی می‌گذرانند اغلب تحقیقات میدانی انجام می‌دهند.

phytology encompasses various disciplines, including taxonomy.

فیزیولوژی شامل رشته‌های مختلفی از جمله طبقه‌بندی می‌شود.

understanding phytology can improve our knowledge of ecosystems.

درک فیزیولوژی می‌تواند دانش ما را در مورد اکوسیستم‌ها بهبود بخشد.

phytology plays a crucial role in environmental sustainability.

فیزیولوژی نقش مهمی در پایداری محیط زیست ایفا می‌کند.

many phytology experts work in botanical gardens.

بسیاری از متخصصان فیزیولوژی در باغ‌های گیاه‌شناسی کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید