pianola

[ایالات متحده]/ˈpiːəˌnəʊlə/
[بریتانیا]/ˈpiəˌnoʊlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیانوی خودنواز؛ کار آسان
Word Forms
جمعpianolas

عبارات و ترکیب‌ها

play pianola

اجرای پیانولا

pianola music

موسیقی پیانولا

pianola roll

نورد پیانولا

pianola tune

تنظیم پیانولا

pianola keys

کلاه‌های پیانولا

old pianola

پیانولای قدیمی

pianola concert

اجرای پیانولا

pianola player

اجرا کننده پیانولا

pianola song

آهنگ پیانولا

pianola sound

صدای پیانولا

جملات نمونه

he loves to play the pianola in his free time.

او عاشق نواختن پیانولا در اوقات فراغت خود است.

the old pianola in the corner still works beautifully.

پیانولای قدیمی در گوشه هنوز به طرز زیبایی کار می‌کند.

she learned how to operate the pianola from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه پیانولا را از مادربزرگش کار کند.

they hosted a party featuring a live pianola performance.

آنها یک مهمانی با اجرای زنده پیانولا برگزار کردند.

the sound of the pianola filled the room with nostalgia.

صدای پیانولا اتاق را با نوستالژی پر کرد.

he collects vintage pianolas as a hobby.

او جمع‌آوری پیانولای قدیمی را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌دهد.

the pianola was a popular instrument in the early 20th century.

پیانولا در اوایل قرن بیستم یک ساز محبوب بود.

she played a romantic melody on the pianola.

او یک ملودی عاشقانه روی پیانولا نواخت.

the children were fascinated by the moving parts of the pianola.

کودکان از قطعات متحرک پیانولا مجذوب شدند.

he dreams of owning a rare antique pianola someday.

او رویای داشتن یک پیانولای عتیقه کمیاب را در آینده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید