piciformes

[ایالات متحده]/ˌpɪkɪˈfɔːmiːz/
[بریتانیا]/ˌpɪkɪˈfɔrmiːz/

ترجمه

n. یک رده طبقه‌بندی از پرندگان که شامل دارکوب‌ها، توکان‌ها و عسل‌خورها می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

piciformes species

گونه‌های پیک‌فورم

piciformes birds

پرندگان پیک‌فورم

piciformes family

خانواده پیک‌فورم

piciformes habitat

زیستگاه پیک‌فورم

piciformes characteristics

ویژگی‌های پیک‌فورم

piciformes classification

طبقه بندی پیک‌فورم

piciformes behavior

رفتار پیک‌فورم

piciformes feeding

تغذیه پیک‌فورم

piciformes diversity

تنوع زیستی پیک‌فورم

piciformes ecology

اکولوژی پیک‌فورم

جملات نمونه

piciformes are known for their strong beaks.

پی‌سیفورم‌ها به خاطر نوک‌های قوی خود شناخته می‌شوند.

many species of piciformes live in tropical forests.

بسیاری از گونه‌های پی‌سیفورم‌ها در جنگل‌های استوایی زندگی می‌کنند.

piciformes play a vital role in their ecosystems.

پی‌سیفورم‌ها نقش حیاتی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

birdwatchers often seek out piciformes during their trips.

مشاهدان پرندگان اغلب در طول سفر خود به دنبال پی‌سیفورم‌ها می‌گردند.

some piciformes are excellent tree climbers.

برخی از پی‌سیفورم‌ها صعودکنندگان عالی درخت هستند.

piciformes exhibit a variety of colors and patterns.

پی‌سیفورم‌ها تنوعی از رنگ‌ها و الگوها را نشان می‌دهند.

researchers study piciformes to understand their behavior.

محققان پی‌سیفورم‌ها را برای درک رفتارشان مطالعه می‌کنند.

piciformes are often found in pairs or small groups.

پی‌سیفورم‌ها اغلب به صورت جفت یا گروه‌های کوچک یافت می‌شوند.

some piciformes have unique drumming calls.

برخی از پی‌سیفورم‌ها دارای صدای طبل‌زنی منحصر به فردی هستند.

conservation efforts are important for protecting piciformes.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از پی‌سیفورم‌ها مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید