picklepuss

[ایالات متحده]/ˈpɪk.lə.pʊs/
[بریتانیا]/ˈpɪk.lə.pʌs/

ترجمه

n. شخصی با چهره عبوس؛ کودکی که در حال گریه کردن است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

picklepuss face

چهره پیکلی پس

picklepuss attitude

حرف پیکلی پس

picklepuss expression

عبارت چهره پیکلی پس

picklepuss mood

حالت مزاج پیکلی پس

picklepuss look

نگاه پیکلی پس

picklepuss demeanor

رفتار پیکلی پس

picklepuss reaction

واکنش پیکلی پس

picklepuss grin

لبخند پیکلی پس

picklepuss remarks

اظهارات پیکلی پس

picklepuss vibes

فضای پیکلی پس

جملات نمونه

don't be such a picklepuss about trying new foods.

نباید در مورد امتحان کردن غذاهای جدید آنقدر بترسی.

she always acts like a picklepuss when things don't go her way.

او همیشه مثل یک ترسو رفتار می‌کند وقتی که همه چیز طبق خواسته او پیش نمی‌رود.

his picklepuss attitude made it hard for us to enjoy the party.

حرف و عمل‌های ترسویش باعث شد که نتوانیم از مهمانی لذت ببریم.

stop being a picklepuss and join us for the game!

دیگه ترسو نباش و با ما در بازی همراه شو!

my brother is such a picklepuss when it comes to sharing snacks.

برادرم وقتی صحبت از به اشتراک گذاشتن میان وعده‌ها می‌شود، خیلی ترسو است.

i wish he would stop being a picklepuss and just relax.

امیدوارم ترسو بودن را کنار بگذارد و کمی آرامش کند.

she has a picklepuss expression on her face after losing the game.

بعد از باختن در بازی، چهره‌اش چهره‌ای ترسو دارد.

his picklepuss behavior is starting to annoy everyone.

رفتار ترسویش دارد شروع به آزار همه می‌کند.

don't be a picklepuss; let's have some fun!

ترسو نباش؛ بیایید کمی خوش بگذرانیم!

she turned into a picklepuss when she heard the bad news.

وقتی خبر بد را شنید، ترسیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید