pictish

[ایالات متحده]/ˈpiktiʃ/
[بریتانیا]/ˈpɪktɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پیکت‌ها.

جملات نمونه

The Pictish people were known for their intricate symbols and designs.

مردم پیکتی به خاطر نمادها و طرح‌های پیچیده خود شناخته می‌شدند.

Pictish art often featured animals and geometric patterns.

هنر پیکتی اغلب شامل حیوانات و الگوهای هندسی می‌شد.

Some Pictish stones have mysterious carvings that still puzzle archaeologists today.

برخی از سنگ‌های پیکتی دارای حکاکی‌های مرموزی هستند که هنوز هم باستان‌شناسان را متحیر می‌کنند.

The Pictish language has largely been lost to history.

زبان پیکتی تا حد زیادی در تاریخ گم شده است.

Scholars study Pictish symbols to better understand their culture and beliefs.

محققان نمادهای پیکتی را برای درک بهتر فرهنگ و باورهایشان مطالعه می‌کنند.

Pictish tribes were known for their fierce independence and resistance to outside rule.

قبایل پیکتی به خاطر استقلال و مقاومت شدید خود در برابر حکومت خارجی شناخته می‌شدند.

Pictish society was organized into clans led by chieftains.

جامعه پیکتی به صورت قبیله‌ای سازماندهی شده بود که توسط رئیسان اداره می‌شد.

Pictish warriors were known for their bravery and skill in battle.

جنگجویان پیکتی به خاطر شجاعت و مهارت خود در نبرد شناخته می‌شدند.

Pictish artifacts provide valuable insights into their daily lives and customs.

اشیای باستانی پیکتی بینش‌های ارزشمندی در مورد زندگی و آداب و رسوم روزانه آنها ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید