piggybacks

[ایالات متحده]/ˈpɪɡiˌbæks/
[بریتانیا]/ˈpɪɡiˌbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع piggyback
v. شخص سوم مفرد piggyback

عبارات و ترکیب‌ها

piggybacks on

سوارکاری بر روی

piggybacks off

سوارکاری از

piggybacks idea

ایده‌پردازی

piggybacks benefits

بهره‌مندی

piggybacks project

پروژه

piggybacks strategy

استراتژی

piggybacks service

خدمات

piggybacks technology

فناوری

piggybacks network

شبکه

piggybacks trends

روندهای

جملات نمونه

the new project piggybacks on the success of the previous one.

پروژه جدید بر موفقیت پروژه قبلی سوار می‌شود.

she piggybacks her ideas onto his presentation.

او ایده‌های خود را به ارائه او اضافه می‌کند.

the app piggybacks on existing social media platforms.

این برنامه بر روی پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی موجود سوار می‌شود.

our campaign piggybacks off the latest trends.

کمپین ما از آخرین روندها استفاده می‌کند.

he often piggybacks on my research to gain insights.

او اغلب از تحقیقات من برای کسب اطلاعات استفاده می‌کند.

the startup piggybacks on established companies for funding.

شرکت نوپا برای تامین بودجه از شرکت‌های شناخته شده استفاده می‌کند.

the new service piggybacks on our existing customer base.

خدمات جدید از پایگاه مشتریان فعلی ما استفاده می‌کند.

she piggybacks on his experience to learn quickly.

او از تجربه او برای یادگیری سریع استفاده می‌کند.

the marketing strategy piggybacks on popular influencers.

استراتژی بازاریابی از اینفلوئنسرهای محبوب استفاده می‌کند.

the software piggybacks on the latest technology advancements.

نرم‌افزار از آخرین پیشرفت‌های فناوری استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید