pignolias

[ایالات متحده]/pɪɡˈnəʊlɪəz/
[بریتانیا]/pɪɡˈnoʊliəz/

ترجمه

n. نوعی دانه خوراکی از درختان کاج

عبارات و ترکیب‌ها

toasted pignolias

pignolias تست شده

pignolias salad

سالاد پگنولیا

pignolias pesto

پستوی پگنولیا

roasted pignolias

پگنولیا کبابی

pignolias cookies

کیک‌های پگنولیا

pignolias topping

پوشش پگنولیا

pignolias sauce

سس پگنولیا

pignolias dish

غذا با پگنولیا

pignolias crunch

خش‌خش پگنولیا

pignolias spread

اسپرد پگنولیا

جملات نمونه

she topped her salad with toasted pignolias.

او سالاد خود را با چاشنی پگنولیا تزئین کرد.

pignolias add a delightful crunch to the dish.

پگنولیا تردی دلپذیری را به غذا اضافه می کند.

we used pignolias in our homemade pesto sauce.

ما از پگنولیا در سس پستوی خانگی خود استفاده کردیم.

she loves to snack on pignolias while studying.

او عاشق خوردن پگنولیا در حین مطالعه است.

pignolias can be a great source of healthy fats.

پگنولیا می تواند منبع خوبی از چربی های سالم باشد.

he sprinkled pignolias over the pasta for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، پگنولیا را روی پاستا ریخت.

pignolias are often used in mediterranean cuisine.

پگنولیا اغلب در آشپزی مدیترانه ای استفاده می شود.

she prefers pignolias over other nuts in her desserts.

او ترجیح می دهد پگنولیا را به جای سایر آجیل ها در دسر خود استفاده کند.

pignolias can enhance the taste of many dishes.

پگنولیا می تواند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهد.

he often adds pignolias to his breakfast smoothie.

او اغلب پگنولیا را به اسموتی صبحانه خود اضافه می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید