pilosities

[ایالات متحده]/ˌpɪləˈsɪtiz/
[بریتانیا]/ˌpɪləˈsɪtiz/

ترجمه

n. حالت مو دار بودن یا داشتن مو

عبارات و ترکیب‌ها

excessive pilosities

تارهای موی بیش از حد

facial pilosities

تارهای موی صورت

body pilosities

تارهای موی بدن

unwanted pilosities

تارهای موی ناخواسته

pubic pilosities

تارهای موی ناحیه تناسلی

natural pilosities

تارهای موی طبیعی

thick pilosities

تارهای موی ضخیم

hairy pilosities

پرزدار

fine pilosities

نازک

irregular pilosities

نامنظم

جملات نمونه

pilosities can be found on various species of animals.

می‌توان موها را در گونه‌های مختلف حیوانات یافت.

some insects have unique pilosities that help them camouflage.

برخی از حشرات دارای موهای منحصربه‌فردی هستند که به آنها کمک می‌کند تا خود را پنهان کنند.

the study of pilosities is important in entomology.

مطالعه موها در حشره‌شناسی مهم است.

pilosities play a role in the thermoregulation of certain mammals.

موها در تنظیم دمای بدن برخی از پستانداران نقش دارند.

different pilosities can indicate the health of an animal.

موهای مختلف می‌تواند نشان‌دهنده سلامت یک حیوان باشد.

the texture of pilosities varies among different species.

بافت موها در گونه‌های مختلف متفاوت است.

pilosities are often used for identification in taxonomic studies.

موها اغلب برای شناسایی در مطالعات طبقه‌بندی استفاده می‌شوند.

researchers are examining the evolutionary significance of pilosities.

محققان در حال بررسی اهمیت تکاملی موها هستند.

some plants have pilosities that deter herbivores.

برخی از گیاهان دارای موهایی هستند که از گیاه‌خواران باز می‌دارند.

the presence of pilosities can affect the aerodynamics of flying animals.

حضور موها می‌تواند بر آیرودینامیک حیوانات پرنده تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید