pilus

[ایالات متحده]/ˈpaɪləs/
[بریتانیا]/ˈpaɪləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (یک ساختار مو مانند بر روی سطح یک سلول یا میکروارگانیسم)
Word Forms
جمعpiluss

عبارات و ترکیب‌ها

hair pilus

ریشه مو

bacterial pilus

ریزاندام باکتریایی

flagellar pilus

ریزاندام دوقطبی

fimbrial pilus

ریزاندام فیمبریال

sex pilus

ریزاندام جنسی

type iv pilus

ریزاندام نوع چهار

adhesive pilus

ریزاندام چسبنده

extracellular pilus

ریزاندام خارج سلولی

جملات نمونه

the bacterium uses a pilus to attach to surfaces.

باکتری از یک پایلاس برای اتصال به سطوح استفاده می‌کند.

pilus formation is crucial for bacterial conjugation.

تشکیل پایلاس برای هم‌افزایی باکتریایی بسیار مهم است.

researchers study the role of pilus in infection.

محققان نقش پایلاس در عفونت را مطالعه می‌کنند.

a single pilus can facilitate genetic exchange.

یک پایلاس می‌تواند تبادل ژنتیکی را تسهیل کند.

pilus structures are important for biofilm development.

ساختارهای پایلاس برای توسعه بیوفیلم مهم هستند.

the presence of pilus enhances bacterial virulence.

حضور پایلاس باعث افزایش قدرت بیماری‌زایی باکتری می‌شود.

scientists are exploring how pilus contributes to antibiotic resistance.

دانشمندان در حال بررسی این موضوع هستند که پایلاس چگونه به مقاومت آنتی‌بیوتیکی کمک می‌کند.

pilus can also play a role in cell signaling.

پایلاس همچنین می‌تواند در سیگنالینگ سلولی نقش داشته باشد.

studying pilus can help develop new treatment strategies.

مطالعه پایلاس می‌تواند به توسعه استراتژی‌های درمانی جدید کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید