pimientos

[ایالات متحده]/pɪˈmɛn.təʊ/
[بریتانیا]/pɪˈmɛn.toʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلفل شیرین، فلفل دلمه‌ای، قرمز روشن؛ فلفل

عبارات و ترکیب‌ها

red pimiento

فلفل قرمز

pimiento pepper

فلفل دلمونی

stuffed pimiento

فلفل دلمونی پر شده

pimiento sauce

سس فلفل دلمونی

pimiento salad

سالاد فلفل دلمونی

pimiento cheese

پنیر فلفل دلمونی

pimiento dish

غذا با فلفل دلمونی

grilled pimiento

فلفل دلمونی گریل شده

pimiento spread

اسپرد فلفل دلمونی

pimiento dip

دیپ فلفل دلمونی

جملات نمونه

she added pimiento to the salad for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، فلفل پی‌مینتو به سالاد اضافه کرد.

we need to buy some pimiento for the stuffed peppers.

ما باید مقداری فلفل پی‌مینتو برای فلفل‌های پر شده بخریم.

the recipe calls for roasted pimiento as a topping.

دستور العمل نیاز به فلفل پی‌مینتو کبابی به عنوان یک پوشش دارد.

pimiento can be used in various dishes to enhance taste.

می‌توان از فلفل پی‌مینتو در انواع غذاها برای افزایش طعم استفاده کرد.

he prefers pimiento over other types of peppers.

او ترجیح می‌دهد فلفل پی‌مینتو را به انواع دیگر فلفل‌ها ترجیح دهد.

adding pimiento gives the dish a vibrant color.

اضافه کردن فلفل پی‌مینتو رنگی زنده به غذا می‌دهد.

they served a dip made with pimiento and cream cheese.

آنها غذای دیپ که با فلفل پی‌مینتو و پنیر خامه‌ای درست شده بود را سرو کردند.

pimiento is often found in mediterranean cuisine.

فلفل پی‌مینتو اغلب در آشپزی مدیترانه ای یافت می شود.

she loves to grill pimiento for a smoky flavor.

او عاشق کباب کردن فلفل پی‌مینتو برای طعم دودی است.

the chef garnished the dish with diced pimiento.

سرآشپز غذا را با فلفل پی‌مینتو خرد شده تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید