digital pinboards
تابلوهای دیجیتال
cork pinboards
تابلوهای چروک
pinboard system
سیستم تابلو
on pinboards
روی تابلوها
the pinboards
تابلوها
office pinboards
تابلوهای دفتر
magnetic pinboards
تابلوهای مغناطیسی
i organized all my research notes on a large cork pinboard in my home office.
من تمام یادداشتهای تحقیق خود را روی یک تابلو پین بزرگ از چروک در دفتر کار خانگی من سازماندهی کردم.
the classroom pinboard displays students' artwork and important announcements.
تابلو پین کلاس درس نمونه کارهای دانشآموزان و اعلانهای مهم را نمایش میدهد.
she pinned the concert tickets to her pinboard so she wouldn't forget them.
او بلیطهای کنسرت را روی تابلو پین خود کلیپ کرد تا فراموش نکند.
our team uses a digital pinboard to track project milestones and deadlines.
تیم ما از یک تابلو پین دیجیتال برای پیگیری ایستگاههای پروژه و مهلکتها استفاده میکند.
the pinboard on the wall is covered with photos from our family vacation.
تابلو پین روی دیوار با عکسهای از آیینهگردی خانواده ما پوشیده شده است.
he created a vision board using a colorful pinboard to display his goals.
او با استفاده از یک تابلو پین رنگی یک تابلو بصری برای نمایش اهداف خود ایجاد کرد.
the company installed a new pinboard system for employee announcements and updates.
شرکت یک سیستم جدید تابلو پین برای اعلانات و بهروزرسانیهای کارمندان نصب کرد.
i use my pinboard as a daily reminder of upcoming appointments and tasks.
من از تابلو پین خود به عنوان یک یادآوری روزانه برای نشستهای آینده و وظایف استفاده میکنم.
the design studio has a pinboard covered with fabric samples and color swatches.
استودیو طراحی یک تابلو پین پوشیده از نمونههای پارچه و نمونههای رنگ دارد.
teachers often use pinboards to showcase student achievements and classroom projects.
معلمان اغلب از تابلوهای پین برای نمایش دستاورد دانشآموزان و پروژههای کلاس استفاده میکنند.
the pinboard serves as an organizational tool for managing multiple research papers.
تابلو پین به عنوان یک ابزار سازماندهی برای مدیریت چندین مقاله تحقیقی خدمت میکند.
she decorated her pinboard with inspirational quotes and magazine cutouts.
او تابلو پین خود را با نقلقولهای الهامبخش و قطعات گزیده از مجلات زیبایی میکرد.
i found a cork pinboard perfect for organizing my ideas and to-do lists.
من یک تابلو پین چروک پیدا کردم که کاملاً مناسب برای سازماندهی ایدههای من و لیستهای کارهایی که باید انجام دهم است.
digital pinboards
تابلوهای دیجیتال
cork pinboards
تابلوهای چروک
pinboard system
سیستم تابلو
on pinboards
روی تابلوها
the pinboards
تابلوها
office pinboards
تابلوهای دفتر
magnetic pinboards
تابلوهای مغناطیسی
i organized all my research notes on a large cork pinboard in my home office.
من تمام یادداشتهای تحقیق خود را روی یک تابلو پین بزرگ از چروک در دفتر کار خانگی من سازماندهی کردم.
the classroom pinboard displays students' artwork and important announcements.
تابلو پین کلاس درس نمونه کارهای دانشآموزان و اعلانهای مهم را نمایش میدهد.
she pinned the concert tickets to her pinboard so she wouldn't forget them.
او بلیطهای کنسرت را روی تابلو پین خود کلیپ کرد تا فراموش نکند.
our team uses a digital pinboard to track project milestones and deadlines.
تیم ما از یک تابلو پین دیجیتال برای پیگیری ایستگاههای پروژه و مهلکتها استفاده میکند.
the pinboard on the wall is covered with photos from our family vacation.
تابلو پین روی دیوار با عکسهای از آیینهگردی خانواده ما پوشیده شده است.
he created a vision board using a colorful pinboard to display his goals.
او با استفاده از یک تابلو پین رنگی یک تابلو بصری برای نمایش اهداف خود ایجاد کرد.
the company installed a new pinboard system for employee announcements and updates.
شرکت یک سیستم جدید تابلو پین برای اعلانات و بهروزرسانیهای کارمندان نصب کرد.
i use my pinboard as a daily reminder of upcoming appointments and tasks.
من از تابلو پین خود به عنوان یک یادآوری روزانه برای نشستهای آینده و وظایف استفاده میکنم.
the design studio has a pinboard covered with fabric samples and color swatches.
استودیو طراحی یک تابلو پین پوشیده از نمونههای پارچه و نمونههای رنگ دارد.
teachers often use pinboards to showcase student achievements and classroom projects.
معلمان اغلب از تابلوهای پین برای نمایش دستاورد دانشآموزان و پروژههای کلاس استفاده میکنند.
the pinboard serves as an organizational tool for managing multiple research papers.
تابلو پین به عنوان یک ابزار سازماندهی برای مدیریت چندین مقاله تحقیقی خدمت میکند.
she decorated her pinboard with inspirational quotes and magazine cutouts.
او تابلو پین خود را با نقلقولهای الهامبخش و قطعات گزیده از مجلات زیبایی میکرد.
i found a cork pinboard perfect for organizing my ideas and to-do lists.
من یک تابلو پین چروک پیدا کردم که کاملاً مناسب برای سازماندهی ایدههای من و لیستهای کارهایی که باید انجام دهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید