pincuss

[ایالات متحده]/pɪŋkəs/
[بریتانیا]/pɪŋkəs/

ترجمه

n. فرم جمع نام خانوادگی پینکوس

جملات نمونه

a pincushion is a small stuffed cushion used to store pins and needles.

پرکشی یک تکه پر کوچک است که برای نگهداری گوشه‌ها و سوزن‌ها استفاده می‌شود.

she accidentally pricked her finger on a pin hidden in the pincushion.

او به اشتباه انگشت خود را با یک گوشه‌ای که در پرکشی پنهان شده بود، زخمی داد.

the antique tomato pincushion has been passed down for three generations.

پرکشی گوجه‌فرنگی باستانی در سه نسل به ارث رسیده است.

he placed the loose pin carefully back into the pincushion.

او با دقت گوشه‌ای را که از جای خود خارج شده بود، دوباره در پرکشی قرار داد.

her sewing kit includes a pair of scissors, a measuring tape, and a pincushion.

کیت دوخت او شامل یک جفت قیچی، یک متر اندازه‌گیری و یک پرکشی است.

some sewers attach a wrist pincushion to keep pins within easy reach while working.

برخی دوخته‌ها یک پرکشی دستی را به دستشان می‌کشند تا در حال کار گوشه‌ها را به راحتی دسترسی داشته باشند.

she attached a magnetic pincushion to her sewing machine for convenience.

او یک پرکشی مغناطیسی را به ماشین دوخت خود متصل کرد تا برای راحتی کار استفاده کند.

the traditional tomato pincushion often includes a small strawberry for sharpening needles.

پرکشی گوجه‌فرنگی سنتی اغلب یک گوجه‌فرنگی کوچک برای تیز کردن سوزن‌ها را نیز شامل می‌شود.

grandmother kept a silver thimble and a red pincushion in her workbox.

مادربزرگ یک دستک سilver و یک پرکشی قرمز را در جعبه کار خود نگهداری می‌کرد.

the tailor grabbed a few pins from the pincushion before hemming the trousers.

تکیه‌گر قبل از چروک دادن به شلوار، چند گوشه از پرکشی گرفت.

a heavy pincushion prevents the pins from spilling all over the table.

یک پرکشی سنگین از اینکه گوشه‌ها روی میز پخش شوند جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید