| جمع | pingos |
pingo game
بازی پینگو
pingo party
مهمانی پینگو
pingo challenge
چالش پینگو
pingo fun
سرگرمی پینگو
pingo time
زمان پینگو
pingo night
شب پینگو
pingo club
کلاب پینگو
pingo style
سبک پینگو
pingo funfair
جشنواره پینگو
pingo session
جلسه پینگو
she decided to pingo her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را تغییر دهد.
can you pingo the meeting time to next week?
آیا می توانید زمان جلسه را به هفته آینده تغییر دهید؟
he always knows how to pingo his schedule effectively.
او همیشه می داند چگونه برنامه خود را به طور موثر تغییر دهد.
let's pingo the project deadline to give us more time.
بیایید مهلت پروژه را تغییر دهیم تا زمان بیشتری به ما بدهد.
she had to pingo her travel plans due to the weather.
او مجبور شد به دلیل آب و هوا برنامه سفر خود را تغییر دهد.
he will pingo his workout routine for better results.
او برنامه تمرینی خود را برای نتایج بهتر تغییر خواهد داد.
they decided to pingo the event to a later date.
آنها تصمیم گرفتند رویداد را به تاریخ دیگری تغییر دهند.
it's important to pingo your priorities regularly.
به طور منظم اولویت های خود را تغییر دهید.
she needs to pingo her budget for the month.
او باید بودجه خود را برای ماه تغییر دهد.
can we pingo the discussion to include more topics?
آیا می توانیم بحث را تغییر دهیم تا موضوعات بیشتری را شامل شود؟
pingo game
بازی پینگو
pingo party
مهمانی پینگو
pingo challenge
چالش پینگو
pingo fun
سرگرمی پینگو
pingo time
زمان پینگو
pingo night
شب پینگو
pingo club
کلاب پینگو
pingo style
سبک پینگو
pingo funfair
جشنواره پینگو
pingo session
جلسه پینگو
she decided to pingo her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را تغییر دهد.
can you pingo the meeting time to next week?
آیا می توانید زمان جلسه را به هفته آینده تغییر دهید؟
he always knows how to pingo his schedule effectively.
او همیشه می داند چگونه برنامه خود را به طور موثر تغییر دهد.
let's pingo the project deadline to give us more time.
بیایید مهلت پروژه را تغییر دهیم تا زمان بیشتری به ما بدهد.
she had to pingo her travel plans due to the weather.
او مجبور شد به دلیل آب و هوا برنامه سفر خود را تغییر دهد.
he will pingo his workout routine for better results.
او برنامه تمرینی خود را برای نتایج بهتر تغییر خواهد داد.
they decided to pingo the event to a later date.
آنها تصمیم گرفتند رویداد را به تاریخ دیگری تغییر دهند.
it's important to pingo your priorities regularly.
به طور منظم اولویت های خود را تغییر دهید.
she needs to pingo her budget for the month.
او باید بودجه خود را برای ماه تغییر دهد.
can we pingo the discussion to include more topics?
آیا می توانیم بحث را تغییر دهیم تا موضوعات بیشتری را شامل شود؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید