pinon

[ایالات متحده]/ˈpɪnən/
[بریتانیا]/ˈpiːnɒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درخت کاج کوچک؛ آجیل درخت پینون
Word Forms
جمعpinons

عبارات و ترکیب‌ها

pinon nuts

گردو پینون

pinon tree

درخت پینون

pinon wood

چوب پینون

pinon pine

کاج پینون

pinon flavor

طعم پینون

pinon oil

روغن پینون

pinon coffee

قهوه پینون

pinon syrup

شربت پینون

pinon resin

صمغ پینون

pinon habitat

زیستگاه پینون

جملات نمونه

pinon nuts are a delicious snack.

گردوهای پینون یک میان وعده خوشمزه هستند.

many people enjoy pinon-flavored ice cream.

بسیاری از مردم از بستنی با طعم پینون لذت می برند.

pinon trees thrive in dry, mountainous regions.

درختان پینون در مناطق خشک و کوهستانی رشد می کنند.

she sprinkled pinon nuts on her salad.

او گردوهای پینون را روی سالادش پاشید.

pinon wood is often used for smoking meats.

چوب پینون اغلب برای دود دادن گوشت استفاده می شود.

he loves to collect pinon pine cones.

او عاشق جمع آوری مخروط های پینون است.

pinon coffee has a unique flavor.

قهوه پینون طعم منحصر به فردی دارد.

we went hiking among the pinon trees.

ما به پیاده روی در میان درختان پینون رفتیم.

pinon resin is used in traditional crafts.

صمغ پینون در صنایع دستی سنتی استفاده می شود.

the aroma of pinon wood is very pleasant.

عطر چوب پینون بسیار دلپذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید