pithy

[ایالات متحده]/ˈpɪθi/
[بریتانیا]/ˈpɪθi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مختصر، فشرده، کوتاه و به نقطه
Comparative: فشرده‌تر، فشرده‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

a pithy remark

یک نکته‌ی گزنده

pithy writing

نگارش گزنده

pithy summary

خلاصه‌ای گزنده

جملات نمونه

pithily - in a pithy sententious manner;

به طور موجز و مفید - به روشی گزنده و آموزنده;

She is known for her pithy remarks.

او به خاطر اظهارات کوتاه و بجایش معروف است.

His pithy writing style captivates readers.

سبک نوشتاری کوتاه و جذاب او خوانندگان را مجذوب می کند.

The professor's lectures are always pithy and to the point.

سخنرانی های استاد همیشه کوتاه و مفید هستند.

A pithy quote can convey a powerful message.

یک نقل قول کوتاه می تواند پیام قدرتمندی را منتقل کند.

She has a talent for delivering pithy one-liners.

او استعداد ارائه جملات کوتاه و بامزه را دارد.

The comedian's pithy jokes had the audience in stitches.

جملات کوتاه و خنده دار کمدین باعث شد مخاطبان از خنده بغل بیایند.

His pithy response left everyone speechless.

پاسخ کوتاه و بجای او باعث شد همه speechless شوند.

The CEO's pithy instructions were easy to follow.

دستورالعمل های کوتاه و مفید مدیرعامل به راحتی قابل پیروی بودند.

The artist's pithy sketches captured the essence of the scene.

طرح های کوتاه و مفید هنرمند جوهر صحنه را به تصویر کشیدند.

In a few pithy words, she summed up the entire situation.

در چند کلمه کوتاه، او تمام وضعیت را خلاصه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید