pitstops

[ایالات متحده]/ˈpɪtstɒps/
[بریتانیا]/ˈpɪtstɑːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایی که وسایل نقلیه برای تامین سوخت یا تعمیر در مسیر توقف می‌کنند؛ یک مکان استراحت در مسیر سفر که مسافران می‌توانند استراحت کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

quick pitstops

پیت استاپ‌های سریع

strategic pitstops

پیت استاپ‌های استراتژیک

necessary pitstops

پیت استاپ‌های ضروری

planned pitstops

پیت استاپ‌های برنامه‌ریزی شده

regular pitstops

پیت استاپ‌های معمول

extra pitstops

پیت استاپ‌های اضافی

make pitstops

پیت استاپ‌های انجام دادن

during pitstops

در حین پیت استاپ‌ها

after pitstops

پس از پیت استاپ‌ها

جملات نمونه

the formula 1 cars made several quick pitstops to change tires during the race.

ماشین‌های فرمول یک چند پیت‌ستاپ سریع برای تغییر تایر در حین رقابت انجام دادند.

drivers often use radio communication to coordinate scheduled pitstops with their race engineers.

رانندگان اغلب از ارتباط رادیویی برای هماهنگی پیت‌ستاپ‌های برنامه‌ریزی شده با مهندس‌های رقابت خود استفاده می‌کنند.

our team needs to plan strategic pitstops to avoid traffic on the narrow track.

تیم ما نیاز دارد تا پیت‌ستاپ‌های استراتژیکی را برنامه‌ریزی کند تا از ترافیک روی پیست تنگ جلوگیری کند.

a slow pitstop can cost a driver valuable seconds and track position against rivals.

یک پیت‌ستاپ کند می‌تواند به راننده ثانیه‌های ارزشمند و موقعیت روی پیست را در برابر رقبا بگیرد.

we made two brief pitstops for fuel and snacks while driving through the desert.

ما در حین عبور از صحرا دو پیت‌ستاپ کوتاه برای سوخت و ناهار انجام دادیم.

the logistics team managed complex pitstops to ensure the rally cars stayed on schedule.

تیم لجستیک پیت‌ستاپ‌های پیچیده را مدیریت کرد تا اطمینان حاصل شود که ماشین‌های ریلی در زمان مقرر باقی می‌مانند.

unexpected pitstops caused by mechanical issues can ruin a competitor's chance of winning.

پیت‌ستاپ‌های غیرمنتظره ناشی از مشکلات مکانیکی می‌تواند شانس رقیب برای پیروزی را زیان ببرد.

efficient pitstops are crucial for maintaining the lead in endurance racing competitions.

پیت‌ستاپ‌های کارآمد برای حفظ رهبری در رقابت‌های دویدن مسافت طولانی حیاتی است.

the sightseeing tour included several pitstops at famous landmarks along the coast.

تور گردشگری چند پیت‌ستاپ در مکان‌های معروف در طول ساحل را شامل می‌شد.

he checked his watch to time the pitstops and calculate the average speed.

او ساعت خود را برای زمان‌بندی پیت‌ستاپ‌ها و محاسبه سرعت متوسط بررسی کرد.

mechanics practiced rapid pitstops to minimize the time the car stays stationary.

مکانیک‌ها پیت‌ستاپ‌های سریع را تمرین کردند تا زمانی که ماشین ثابت می‌ماند را به حداقل برسانند.

during the long road trip, we made frequent pitstops to stretch our legs.

در طول سفر دریایی طولانی، ما پیت‌ستاپ‌های متعددی برای کشیدن پاهایمان انجام دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید