planchette

[ایالات متحده]/plænˈʃɛt/
[بریتانیا]/plænˈʃɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخته کوچک که در مراسم روحانی برای ارتباط با ارواح استفاده می‌شود؛ یک تخته کوچک مثلثی که برای پیشگویی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ouija planchette

داکت پویا

planchette movement

حرکت صفحه

planchette game

بازی صفحه

planchette pointer

اشاره‌گر صفحه

planchette session

جلسه صفحه

planchette board

صفحه بازی

planchette users

کاربران صفحه

planchette experience

تجربه صفحه

planchette reading

خواندن صفحه

جملات نمونه

the planchette moved across the board.

صفحه طرح‌ریزی روی تخته حرکت کرد.

we used a planchette during the séance.

ما از صفحه طرح‌ریزی در طول جلسه استفاده کردیم.

many believe the planchette can connect with spirits.

بسیاری معتقدند که صفحه طرح‌ریزی می‌تواند با ارواح ارتباط برقرار کند.

the planchette glided effortlessly over the letters.

صفحه طرح‌ریزی به راحتی روی حروف سر می‌خورد.

she placed her fingers lightly on the planchette.

او انگشتانش را به آرامی روی صفحه طرح‌ریزی قرار داد.

they gathered around the planchette, eager to start.

آنها دور صفحه طرح‌ریزی جمع شدند و مشتاق شروع بودند.

using a planchette can be a thrilling experience.

استفاده از صفحه طرح‌ریزی می‌تواند یک تجربه هیجان‌انگیز باشد.

the planchette spelled out a mysterious message.

صفحه طرح‌ریزی یک پیام مرموز را به نمایش گذاشت.

he was skeptical about the planchette's abilities.

او در مورد توانایی‌های صفحه طرح‌ریزی مردد بود.

they captured their session with the planchette on video.

آنها جلسه خود را با صفحه طرح‌ریزی روی ویدئو ضبط کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید