planetoid

[ایالات متحده]/ˈplænɪtɔɪd/
[بریتانیا]/ˈplænɪtɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جسم آسمانی کوچک که شبیه سیاره است؛ یک سیاره کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

small planetoid

سیارک کوچک

distant planetoid

سیارک دوردست

icy planetoid

سیارک یخی

rocky planetoid

سیارک سنگی

planetoid belt

کمربند سیارکی

planetoid collision

برخورد سیارکی

planetoid surface

سطح سیارک

planetoid orbit

مدار سیارک

planetoid discovery

کشف سیارک

planetoid system

سیستم سیارکی

جملات نمونه

the scientists discovered a new planetoid in the asteroid belt.

دانشمندان یک سیارک‌نما جدید را در کمربند سیارک‌ها کشف کردند.

many planetoids have irregular shapes and sizes.

بسیاری از سیارک‌نماها اشکال و اندازه‌های نامنظم دارند.

a planetoid can be classified as a minor planet.

یک سیارک‌نما را می‌توان به عنوان یک سیاره‌ی کوچک طبقه‌بندی کرد.

some planetoids may have moons orbiting around them.

برخی از سیارک‌نماها ممکن است ماهواره‌هایی در حال گردش به دور خود داشته باشند.

researchers are studying the surface composition of the planetoid.

محققان در حال بررسی ترکیب سطحی سیارک‌نما هستند.

the planetoid was named after a famous astronomer.

این سیارک‌نما نامش را از نام یک ستاره‌شناس مشهور گرفته است.

exploration missions aim to gather data from distant planetoids.

ماموریت‌های اکتشافی هدفشان جمع‌آوری داده‌ها از سیارک‌نماهای دوردست است.

understanding planetoids helps scientists learn about the solar system's formation.

درک سیارک‌نماها به دانشمندان کمک می‌کند تا درباره‌ی شکل‌گیری منظومه‌ی شمسی اطلاعاتی کسب کنند.

the collision of a planetoid with earth could have catastrophic effects.

برخورد یک سیارک‌نما با زمین می‌تواند اثرات فاجعه‌بار داشته باشد.

some planetoids are believed to contain valuable resources.

برخی از سیارک‌نماها تصور می‌شود که منابع ارزشمندی را در خود جای داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید