plantes

[ایالات متحده]/plɑːnts/
[بریتانیا]/plænts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهان (مخترع فرانسوی)؛ صورت جمع از plante.

عبارات و ترکیب‌ها

planted trees

درختان کاشته شده

جملات نمونه

the astronauts discovered strange plants on the surface of the alien planet.

روCKET‌ها گیاهان عجیبی را روی سطح سیاره خارجی کشف کردند.

most plants require sunlight and water to grow properly.

بیشتر گیاهان نور خورشید و آب را برای رشد مناسب نیاز دارند.

she decided to plant roses in her backyard this spring.

او تصمیم گرفت این بهار گل گیلاس را در باگیچه‌اش کاشته کند.

automotive plants across the country are increasing production.

کارخانه‌های خودروسازی در سراسر کشور تولید خود را افزایش می‌دهند.

tropical plants cannot survive in freezing temperatures.

گیاهان گرمسیری در دمای یخ‌زدگی نمی‌توانند زنده بمانند.

the police found a hidden drugs plant in the warehouse.

پلیس یک کارخانه مواد مخدر پنهان را در انبار پیدا کرد.

carnivorous plants usually live in nutrient-poor soil.

گیاهان گوشت‌خوار معمولاً در خاک کم‌تغذیه زندگی می‌کنند.

the new industrial plant will create hundreds of jobs.

کارخانه صنعتی جدید صدها شغل ایجاد خواهد کرد.

plants release oxygen during the process of photosynthesis.

گیاهان در فرآیند فتوسنتز اکسیژن رها می‌کنند.

he works at the local sewage treatment plant.

او در کارخانه تصفیه فاضلاب محلی کار می‌کند.

medicinal plants have been used for centuries to cure diseases.

گیاهان دارویی در طول قرن‌ها برای درمان بیماری‌ها استفاده شده‌اند.

the spies attempted to plant false evidence in his office.

کارآگاهان سعی کردند شواهد کاذب را در دفتر او قرار دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید