plantsmen

[ایالات متحده]/ˈplɔ:ntsmən/
[بریتانیا]/ˈplæntsmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باغبان؛ پرورش‌دهنده گل‌ها.

جملات نمونه

He is a dedicated plantsman with an impressive collection of rare species.

او یک گیاه‌شناس متعهد با مجموعه‌ای چشمگیر از گونه‌های نادر است.

As a plantsman, he travels around the world in search of unique plant specimens.

به عنوان یک گیاه‌شناس، او در سراسر جهان به دنبال نمونه‌های گیاهی منحصر به فرد می‌گردد.

She inherited her love for gardening from her grandfather, a renowned plantsman.

او عشق خود به باغبانی را از پدربزرگ خود، یک گیاه‌شناس مشهور، به ارث برد.

The plantsman carefully selected the best varieties for his garden.

گیاه‌شناس با دقت بهترین گونه‌ها را برای باغ خود انتخاب کرد.

The plantsman's knowledge of botany is unmatched.

دانش گیاه‌شناسی او بی‌نظیر است.

She consulted with a plantsman to design a sustainable garden.

او برای طراحی یک باغ پایدار با یک گیاه‌شناس مشورت کرد.

The plantsman's greenhouse is filled with exotic plants from all over the world.

گلخانه گیاه‌شناس مملو از گیاهان استوایی از سرتاسر جهان است.

The plantsman shared his expertise on plant propagation techniques.

گیاه‌شناس تخصص خود را در تکنیک‌های تکثیر گیاهان به اشتراک گذاشت.

She attended a workshop led by a renowned plantsman to learn about plant care.

او در یک کارگاه به رهبری یک گیاه‌شناس مشهور برای یادگیری در مورد مراقبت از گیاهان شرکت کرد.

The plantsman's nursery is known for its wide selection of rare and unusual plants.

نرسری گیاه‌شناس به دلیل انتخاب گسترده گیاهان نادر و غیرمعمولش مشهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید