plasmacyte

[ایالات متحده]/ˈplæz.mə.saɪt/
[بریتانیا]/ˈplæz.mə.saɪt/

ترجمه

n. نوعی گلبول سفید که آنتی‌بادی تولید می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

plasmacyte activation

فعال‌سازی پلاسماسل

plasmacyte differentiation

تمایز پلاسماسل

plasmacyte proliferation

تکثیر پلاسماسل

plasmacyte response

پاسخ پلاسماسل

plasmacyte function

عملکرد پلاسماسل

plasmacyte lineage

ریشه پلاسماسل

plasmacyte survival

بقای پلاسماسل

plasmacyte marker

مارکر پلاسماسل

plasmacyte culture

کشت پلاسماسل

plasmacyte therapy

درمان پلاسماسل

جملات نمونه

plasmacytes play a crucial role in the immune response.

پلاسماسل‌ها نقش مهمی در پاسخ ایمنی ایفا می‌کنند.

researchers are studying the function of plasmacytes in vaccine development.

محققان در حال بررسی عملکرد پلاسماسل‌ها در توسعه واکسن هستند.

plasmacytes are derived from activated b cells.

پلاسماسل‌ها از سلول‌های B فعال مشتق می‌شوند.

the presence of plasmacytes indicates a strong immune response.

وجود پلاسماسل‌ها نشان‌دهنده پاسخ ایمنی قوی است.

plasmacytes produce antibodies that target pathogens.

پلاسماسل‌ها آنتی‌بادی‌هایی تولید می‌کنند که هدف قرار دادن عوامل بیماری‌زا را هدف قرار می‌دهند.

in certain diseases, plasmacytes can become dysregulated.

در برخی بیماری‌ها، پلاسماسل‌ها ممکن است دچار اختلال شوند.

plasmacytes are essential for humoral immunity.

پلاسماسل‌ها برای ایمنی هومورال ضروری هستند.

the study focused on the differentiation of plasmacytes.

مطالعه بر تمایز پلاسماسل‌ها متمرکز بود.

plasmacytes can be found in bone marrow and lymphoid tissues.

پلاسماسل‌ها را می‌توان در مغز استخوان و بافت‌های لنفاوی یافت.

understanding plasmacytes can help in treating autoimmune diseases.

درک پلاسماسل‌ها می‌تواند به درمان بیماری‌های خودایمنی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید