plastids

[ایالات متحده]/ˈplæstɪd/
[بریتانیا]/ˈplæstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اندامک کوچک در سلول گیاهی که حاوی رنگدانه‌ها یا مواد دیگر است؛ هر یک از کلاس اندامک‌ها در سلول‌های گیاهی

عبارات و ترکیب‌ها

plant plastid

پلاستید گیاهی

chloroplast plastid

پلاستید کلروپلاستی

plastid inheritance

وراثت پلاستیدی

plastid genome

ژنوم پلاستیدی

plastid division

تقسیم پلاستیدی

non-photosynthetic plastid

پلاستید غیرعامل‌گر

plastid development

توسعه پلاستیدی

plastid function

عملکرد پلاستیدی

plastid types

انواع پلاستید

plastid biogenesis

زیست‌واپایی پلاستید

جملات نمونه

plastids are essential for photosynthesis in plants.

پلاستیدها برای فتوسنتز در گیاهان ضروری هستند.

chloroplasts, a type of plastid, contain chlorophyll.

کلروپلاست‌ها، نوعی پلاستید، حاوی کلروفیل هستند.

some plastids store starch and other nutrients.

برخی از پلاستیدها نشاسته و سایر مواد مغذی را ذخیره می‌کنند.

plastids can change their function based on environmental conditions.

پلاستیدها می‌توانند عملکرد خود را بر اساس شرایط محیطی تغییر دهند.

scientists study plastids to understand plant evolution.

دانشمندان پلاستیدها را برای درک تکامل گیاهان مطالعه می‌کنند.

plastids are involved in the synthesis of fatty acids.

پلاستیدها در سنتز اسیدهای چرب نقش دارند.

there are different types of plastids in plant cells.

انواع مختلفی از پلاستیدها در سلول‌های گیاهی وجود دارد.

some plastids can produce pigments that color fruits.

برخی از پلاستیدها می‌توانند رنگدانه‌هایی تولید کنند که میوه‌ها را رنگ می‌کنند.

plastids are inherited maternally in many plant species.

پلاستیدها به صورت مادری در بسیاری از گونه‌های گیاهی به ارث می‌رسند.

research on plastids can lead to advancements in agriculture.

تحقیقات در مورد پلاستیدها می‌تواند منجر به پیشرفت در کشاورزی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید