plastique

[ایالات متحده]/plæˈstiːk/
[بریتانیا]/plæˈstiːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بمب پلاستیکی؛ مواد منفجره قابل شکل‌پذیری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

plastique bag

کیسه پلاستیکی

plastique surgery

جراحی پلاستیک

plastique material

مواد پلاستیکی

plastique arts

هنرهای پلاستیک

plastique model

مدل پلاستیکی

plastique container

ظرف پلاستیکی

plastique wrap

سلفون

plastique toys

اسباب بازی های پلاستیکی

plastique sheet

ورق پلاستیکی

plastique bottle

بطری پلاستیکی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید