plausible

[ایالات متحده]/ˈplɔːzəbl/
[بریتانیا]/ˈplɔːzəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به نظر درست، قادر به متقاعد کردن یا قانع کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

plausible explanation

توضیح معقول

plausible excuse

بهانه معقول

plausible theory

نظریه معقول

جملات نمونه

the plausible talk of a crafty salesperson.

صحبت‌های معقول یک فروشنده زیرک.

This explanation fits the facts and is psychologically plausible.

این توضیح با حقایق مطابقت دارد و از نظر روانشناختی قابل قبول است.

it seems plausible that one of two things may happen.

به نظر می رسد که احتمالاً یکی از دو اتفاق ممکن است رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید