playschemes

[ایالات متحده]/ˈpleɪskiːmz/
[بریتانیا]/ˈpleɪskimz/

ترجمه

n. (ج复数) طرح‌های بازی (به ویژه آن‌هایی که برای کودکان در طول تعطیلات مدرسه سازماندهی شده‌اند)؛ فعالیت‌های تفریحی سازماندهی‌شده برای کودکان در زمان‌های استراحت از مدرسه.

عبارات و ترکیب‌ها

summer playschemes

طرح‌های بازی تابستانی

holiday playschemes

طرح‌های بازی تعطیلی

local playschemes

طرح‌های بازی محلی

community playschemes

طرح‌های بازی جامعه‌ای

children's playschemes

طرح‌های بازی کودکان

playschemes available

طرح‌های بازی در دسترس

playschemes run

طرح‌های بازی اجرا شده

playschemes provide

طرح‌های بازی ارائه شده

playscheme organizer

سازمان‌دهنده طرح بازی

playscheme booking

رزرو طرح بازی

جملات نمونه

the local council organized free summer playschemes for children in the district.

شورای محلی با برگزاری برنامه‌های تابستانی رایگان برای کودکان در منطقه آغاز کرد.

parents should book the holiday playschemes in advance to secure a place.

والدین باید به‌طور پیش‌برنامه‌ریزی برای اطمینان از یک مکان، برنامه‌های تعطیلی را رزرو کنند.

community centers often provide indoor playschemes during the winter months.

مرکزهای جامعه اغلب در ماه‌های زمستانی برنامه‌های داخلی را ارائه می‌دهند.

experienced staff are needed to run the outdoor playschemes safely.

کارکنان تجربه‌دار برای اجرای ایمن برنامه‌های بازی‌های خارجی لازم است.

the school decided to fund after-school playschemes for working parents.

مدرسه تصمیم گرفت تا پس از مدرسه برای والدین مشغول، برنامه‌های بازی را تامین کند.

we are looking for volunteers to help with the upcoming playschemes.

ما در حال جستجوی داوطلبان برای کمک در برنامه‌های بازی‌های آینده هستیم.

creative arts and sports are usually included in these playschemes.

هنر‌های خلاقانه و ورزش‌ها معمولاً در این برنامه‌های بازی شامل می‌شوند.

the new playschemes aim to integrate children with special needs.

برنامه‌های بازی جدید به دنبال ادغام کودکان با نیازهای ویژه هستند.

many families rely on affordable playschemes during the school break.

بسیاری از خانواده‌ها در حین تعطیلی مدرسه به برنامه‌های بازی قیمت مناسب وابسته هستند.

insurance is a mandatory requirement for all registered playschemes.

بیمه یک الزام است برای تمامی برنامه‌های بازی ثبت‌نام شده.

the charity launched mobile playschemes to reach remote villages.

این خیریه برنامه‌های بازی قابل حمل را راه‌اندازی کرد تا به روستاهای دورافتاده دست یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید