pleasantries

[ایالات متحده]/ˈplɛzəntriz/
[بریتانیا]/ˈplɛzəntriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخنان مودبانه یا گپ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

social pleasantries

احترام متقابل

exchange pleasantries

تبادل احوال و احوالپرسی

casual pleasantries

احوالپرسی غیررسمی

polite pleasantries

احوالپرسی مؤدبانه

friendly pleasantries

احوالپرسی دوستانه

formal pleasantries

احوالپرسی رسمی

brief pleasantries

احوالپرسی کوتاه

common pleasantries

احوالپرسی رایج

courteous pleasantries

احوالپرسی با احترام

initial pleasantries

احوالپرسی اولیه

جملات نمونه

we exchanged pleasantries before the meeting started.

ما قبل از شروع جلسه احوالپرسی کردیم.

it's common to offer pleasantries during social gatherings.

ارائه احوالپرسی در گردهمایی های اجتماعی رایج است.

he greeted her with some pleasantries to break the ice.

او برای شکستن یخ، با احوالپرسی با او خوشامدگویی کرد.

after the pleasantries, they got down to business.

پس از احوالپرسی، آنها به کار پرداختند.

she always starts conversations with pleasantries.

او همیشه گفتگوها را با احوالپرسی شروع می کند.

they exchanged pleasantries about the weather.

آنها در مورد هوا با هم احوالپرسی کردند.

pleasantries can help ease tension in a formal setting.

احوالپرسی می تواند به کاهش تنش در یک محیط رسمی کمک کند.

he was polite and offered pleasantries to everyone.

او مؤدب بود و با همه احوالپرسی کرد.

during the dinner, they shared pleasantries and laughter.

در طول شام، آنها احوالپرسی و خنده به اشتراک گذاشتند.

it's important to know how to engage in pleasantries.

دانستن نحوه شرکت در احوالپرسی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید