| جمع | plowboys |
plowboy pride
غرور مزرعهدار
plowboy dreams
رویاهای مزرعهدار
plowboy spirit
روحیه مزرعهدار
plowboy life
زندگی مزرعهدار
plowboy skills
مهارتهای مزرعهدار
plowboy heart
قلب مزرعهدار
plowboy tales
داستانهای مزرعهدار
plowboy values
ارزشهای مزرعهدار
plowboy tradition
آداب و رسوم مزرعهدار
plowboy legacy
میراث مزرعهدار
the plowboy worked hard in the fields every day.
плу boy هر روز سخت در مزارع کار می کرد.
as a plowboy, he learned the value of hard work.
به عنوان یک plowboy، او ارزش کار سخت را آموخت.
the plowboy dreamed of becoming a successful farmer.
plowboy رویای تبدیل شدن به یک کشاورز موفق را داشت.
many stories feature a plowboy as the main character.
داستان های زیادی plowboy را به عنوان شخصیت اصلی به تصویر می کشند.
the plowboy's skills were admired by everyone in the village.
مهارت های plowboy مورد تحسین همه در روستا بود.
every plowboy knows how to handle a horse.
هر plowboy می داند چگونه با یک اسب برخورد کند.
the plowboy helped his father with the planting season.
plowboy به پدرش در فصل کاشت کمک کرد.
in his youth, he was a plowboy with big dreams.
در جوانی، او plowboy با رویاهای بزرگ بود.
the plowboy enjoyed the peaceful life of the countryside.
plowboy از زندگی آرام و بی دغدغه ی روستایی لذت می برد.
after school, the plowboy would return to the farm.
بعد از مدرسه، plowboy به مزرعه باز می گشت.
plowboy pride
غرور مزرعهدار
plowboy dreams
رویاهای مزرعهدار
plowboy spirit
روحیه مزرعهدار
plowboy life
زندگی مزرعهدار
plowboy skills
مهارتهای مزرعهدار
plowboy heart
قلب مزرعهدار
plowboy tales
داستانهای مزرعهدار
plowboy values
ارزشهای مزرعهدار
plowboy tradition
آداب و رسوم مزرعهدار
plowboy legacy
میراث مزرعهدار
the plowboy worked hard in the fields every day.
плу boy هر روز سخت در مزارع کار می کرد.
as a plowboy, he learned the value of hard work.
به عنوان یک plowboy، او ارزش کار سخت را آموخت.
the plowboy dreamed of becoming a successful farmer.
plowboy رویای تبدیل شدن به یک کشاورز موفق را داشت.
many stories feature a plowboy as the main character.
داستان های زیادی plowboy را به عنوان شخصیت اصلی به تصویر می کشند.
the plowboy's skills were admired by everyone in the village.
مهارت های plowboy مورد تحسین همه در روستا بود.
every plowboy knows how to handle a horse.
هر plowboy می داند چگونه با یک اسب برخورد کند.
the plowboy helped his father with the planting season.
plowboy به پدرش در فصل کاشت کمک کرد.
in his youth, he was a plowboy with big dreams.
در جوانی، او plowboy با رویاهای بزرگ بود.
the plowboy enjoyed the peaceful life of the countryside.
plowboy از زندگی آرام و بی دغدغه ی روستایی لذت می برد.
after school, the plowboy would return to the farm.
بعد از مدرسه، plowboy به مزرعه باز می گشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید