plowwright

[ایالات متحده]/ˈplaʊraɪt/
[بریتانیا]/ˈplaʊraɪt/

ترجمه

n. شخصی که گاوآهن می‌سازد یا تعمیر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

plowwright shop

کارگاه تراکتورسازی

plowwright tools

ابزارهای تراکتورسازی

plowwright services

خدمات تراکتورسازی

plowwright craftsman

صنعتگر تراکتورساز

plowwright skills

مهارت‌های تراکتورسازی

plowwright equipment

تجهیزات تراکتورسازی

plowwright design

طراحی تراکتور

plowwright history

تاریخچه تراکتورسازی

plowwright workshop

کارگاه تراکتور

plowwright techniques

تکنیک‌های تراکتورسازی

جملات نمونه

the plowwright crafted a new model for the farmers.

کارگر مزرعه یک مدل جدید برای کشاورزان طراحی کرد.

many plowwrights are skilled in both design and construction.

بسیاری از کارگران مزرعه در طراحی و ساخت مهارت دارند.

he learned the trade of plowwright from his father.

او تجارت کارگر مزرعه را از پدرش آموخت.

the plowwright's workshop was filled with tools and machinery.

کارگاه کارگر مزرعه پر از ابزار و ماشین آلات بود.

as a plowwright, she understood the importance of quality materials.

به عنوان یک کارگر مزرعه، او اهمیت مواد با کیفیت را درک کرد.

the plowwright demonstrated how to adjust the plow for different soil types.

کارگر مزرعه نحوه تنظیم شخم برای انواع مختلف خاک را نشان داد.

local farmers relied on the expertise of the plowwright.

کشاورزان محلی به تخصص کارگر مزرعه اعتماد داشتند.

the plowwright participated in the annual agricultural fair.

کارگر مزرعه در نمایشگاه کشاورزی سالانه شرکت کرد.

his reputation as a plowwright spread throughout the region.

شهرت او به عنوان یک کارگر مزرعه در سراسر منطقه پخش شد.

she admired the intricate designs made by the plowwright.

او به طرح های پیچیده ای که توسط کارگر مزرعه ایجاد شده بود، علاقه مند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید