| جمع | plowwrights |
plowwright shop
کارگاه تراکتورسازی
plowwright tools
ابزارهای تراکتورسازی
plowwright services
خدمات تراکتورسازی
plowwright craftsman
صنعتگر تراکتورساز
plowwright skills
مهارتهای تراکتورسازی
plowwright equipment
تجهیزات تراکتورسازی
plowwright design
طراحی تراکتور
plowwright history
تاریخچه تراکتورسازی
plowwright workshop
کارگاه تراکتور
plowwright techniques
تکنیکهای تراکتورسازی
the plowwright crafted a new model for the farmers.
کارگر مزرعه یک مدل جدید برای کشاورزان طراحی کرد.
many plowwrights are skilled in both design and construction.
بسیاری از کارگران مزرعه در طراحی و ساخت مهارت دارند.
he learned the trade of plowwright from his father.
او تجارت کارگر مزرعه را از پدرش آموخت.
the plowwright's workshop was filled with tools and machinery.
کارگاه کارگر مزرعه پر از ابزار و ماشین آلات بود.
as a plowwright, she understood the importance of quality materials.
به عنوان یک کارگر مزرعه، او اهمیت مواد با کیفیت را درک کرد.
the plowwright demonstrated how to adjust the plow for different soil types.
کارگر مزرعه نحوه تنظیم شخم برای انواع مختلف خاک را نشان داد.
local farmers relied on the expertise of the plowwright.
کشاورزان محلی به تخصص کارگر مزرعه اعتماد داشتند.
the plowwright participated in the annual agricultural fair.
کارگر مزرعه در نمایشگاه کشاورزی سالانه شرکت کرد.
his reputation as a plowwright spread throughout the region.
شهرت او به عنوان یک کارگر مزرعه در سراسر منطقه پخش شد.
she admired the intricate designs made by the plowwright.
او به طرح های پیچیده ای که توسط کارگر مزرعه ایجاد شده بود، علاقه مند بود.
plowwright shop
کارگاه تراکتورسازی
plowwright tools
ابزارهای تراکتورسازی
plowwright services
خدمات تراکتورسازی
plowwright craftsman
صنعتگر تراکتورساز
plowwright skills
مهارتهای تراکتورسازی
plowwright equipment
تجهیزات تراکتورسازی
plowwright design
طراحی تراکتور
plowwright history
تاریخچه تراکتورسازی
plowwright workshop
کارگاه تراکتور
plowwright techniques
تکنیکهای تراکتورسازی
the plowwright crafted a new model for the farmers.
کارگر مزرعه یک مدل جدید برای کشاورزان طراحی کرد.
many plowwrights are skilled in both design and construction.
بسیاری از کارگران مزرعه در طراحی و ساخت مهارت دارند.
he learned the trade of plowwright from his father.
او تجارت کارگر مزرعه را از پدرش آموخت.
the plowwright's workshop was filled with tools and machinery.
کارگاه کارگر مزرعه پر از ابزار و ماشین آلات بود.
as a plowwright, she understood the importance of quality materials.
به عنوان یک کارگر مزرعه، او اهمیت مواد با کیفیت را درک کرد.
the plowwright demonstrated how to adjust the plow for different soil types.
کارگر مزرعه نحوه تنظیم شخم برای انواع مختلف خاک را نشان داد.
local farmers relied on the expertise of the plowwright.
کشاورزان محلی به تخصص کارگر مزرعه اعتماد داشتند.
the plowwright participated in the annual agricultural fair.
کارگر مزرعه در نمایشگاه کشاورزی سالانه شرکت کرد.
his reputation as a plowwright spread throughout the region.
شهرت او به عنوان یک کارگر مزرعه در سراسر منطقه پخش شد.
she admired the intricate designs made by the plowwright.
او به طرح های پیچیده ای که توسط کارگر مزرعه ایجاد شده بود، علاقه مند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید