pneumothorax

[ایالات متحده]/ˌnjuːməʊˈθɔːræks/
[بریتانیا]/ˌnuːməˈθɔræks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت پزشکی که در آن هوا وارد فضای پلور می‌شود و باعث collapse ریه می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

pneumothorax treatment

درمان پنوموتوراکس

pneumothorax symptoms

علائم پنوموتوراکس

pneumothorax diagnosis

تشخیص پنوموتوراکس

pneumothorax causes

علت های پنوموتوراکس

pneumothorax risk

خطر پنوموتوراکس

pneumothorax management

مدیریت پنوموتوراکس

pneumothorax intervention

مداخله در مورد پنوموتوراکس

pneumothorax recovery

بهبودی از پنوموتوراکس

pneumothorax complications

عوارض پنوموتوراکس

pneumothorax prevention

جلوگیری از پنوموتوراکس

جملات نمونه

he was diagnosed with a pneumothorax after the accident.

پس از حادثه، او به پنوموتوراکس تشخیص داده شد.

pneumothorax can cause severe chest pain.

پنوموتوراکس می‌تواند باعث درد شدید در قفسه سینه شود.

the doctor explained the symptoms of pneumothorax.

پزشک علائم پنوموتوراکس را توضیح داد.

emergency treatment is required for a tension pneumothorax.

درمان اورژانسی برای پنوموتوراکس تنش مورد نیاز است.

he experienced shortness of breath due to pneumothorax.

او به دلیل پنوموتوراکس دچار تنگی نفس شد.

pneumothorax can occur spontaneously or due to trauma.

پنوموتوراکس می‌تواند به طور خودبخودی یا به دلیل ضربه رخ دهد.

the treatment for pneumothorax may include chest tube insertion.

درمان پنوموتوراکس ممکن است شامل قرار دادن لوله سینه شود.

patients with pneumothorax often require hospitalization.

بیماران مبتلا به پنوموتوراکس اغلب به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارند.

he was relieved to learn that his pneumothorax was not serious.

او از این که پنوموتوراکس او جدی نبود، احساس راحتی کرد.

follow-up care is important after recovering from pneumothorax.

پیگیری مراقبت‌ها پس از بهبودی از پنوموتوراکس مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید