policewoman

[ایالات متحده]/pəˈliːswʊmən/
[بریتانیا]/pəˈliːswʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن‌پلیس
شکل‌های واژه

جملات نمونه

I told them you were a policewoman in disguise .

به آنها گفتم شما یک افسر پلیس هستید که در لباس مبدل هستید.

a brave policewoman foiled the armed robbery.

یک افسر پلیس شجاع سرقت مسلحانه را خنثی کرد.

"Ballproof bust bodice " publish the proposal that comes from a policewoman.

"Ballproof bust bodice " انتشار پیشنهاد از پلیس زن.

She was strongly committed to her job, a policewoman by eminence.

او به شدت به شغل خود متعهد بود، یک افسر پلیس با شهرت.

The policewoman arrested the suspect.

زن پلیس مظنون را دستگیر کرد.

The policewoman patrolled the neighborhood.

زن پلیس در محله گشت می‌زد.

The policewoman responded to a 911 call.

زن پلیس به تماس 911 پاسخ داد.

The policewoman interrogated the witness.

زن پلیس شاهد را بازجویی کرد.

The policewoman wears a badge and uniform.

زن پلیس نشان و لباس فرم می‌پوشد.

The policewoman carries a gun for protection.

زن پلیس برای محافظت یک اسلحه حمل می‌کند.

The policewoman investigates crimes in the city.

زن پلیس جرایم را در شهر بررسی می‌کند.

The policewoman upholds the law with integrity.

زن پلیس قانون را با یکپارچگی حفظ می‌کند.

The policewoman assists in traffic control.

زن پلیس در کنترل ترافیک کمک می‌کند.

The policewoman provides support to victims.

زن پلیس از قربانیان حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید