polonies

[ایالات متحده]/pəˈləʊni/
[بریتانیا]/pəˈloʊni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سوسیس خوک

عبارات و ترکیب‌ها

chicken polony

سوسیس مرغ

beef polony

سوسیس گوشت

polony sandwich

ساندویچ سوسیس

polony roll

رول سوسیس

spicy polony

سوسیس تند

polony slices

اسلایس سوسیس

smoked polony

سوسیس دودی

fried polony

سوسیس سرخ شده

polony platter

سینی سوسیس

polony bites

سوسیس های کوچک

جملات نمونه

i like to have polony in my sandwich.

من دوست دارم ساندویچم پولونی داشته باشد.

polony is a popular choice for breakfast.

پولونی یک انتخاب محبوب برای صبحانه است.

she made a delicious polony stir-fry.

او یک سرخ‌نمیده‌ای خوشمزه با پولونی درست کرد.

we often have polony slices with cheese.

ما اغلب ورقه‌های پولونی با پنیر می‌خوریم.

polony can be found in many delis.

پولونی را می‌توان در بسیاری از دلی‌ها پیدا کرد.

he prefers polony over other cold cuts.

او ترجیح می‌دهد پولونی را نسبت به سایر گوشت‌های سرد.

they served polony at the party.

آنها در مهمانی پولونی سرو کردند.

polony is often used in kids' lunchboxes.

پولونی اغلب در جعبه‌های ناهار کودکان استفاده می‌شود.

she added polony to the pasta dish.

او پولونی را به غذای پاستا اضافه کرد.

we enjoy making polony rolls for picnics.

ما از درست کردن رول‌های پولونی برای پیک‌نیک لذت می‌بریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید