polygamous

[ایالات متحده]/pə'lɪgəməs/
[بریتانیا]/pə'lɪgəməs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن همسران یا شوهران متعدد

جملات نمونه

In some cultures, polygamous marriages are accepted.

در برخی فرهنگ‌ها، وصلت‌های چند همسری پذیرفته شده است.

He comes from a polygamous family with multiple wives.

او از یک خانواده چند همسر تشکیل شده با همسران متعدد آمده است.

Polygamous relationships can be complex and challenging to navigate.

روابط چند همسری می‌تواند پیچیده و چالش‌برانگیز باشد.

Polygamous societies have different norms and customs regarding marriage.

جامعه‌های چند همسر، هنجارها و رسوم متفاوتی در مورد ازدواج دارند.

Polygamous unions require open communication and mutual respect among all partners.

اتحاد چند همسری نیازمند ارتباطات باز و احترام متقابل بین همه شرکا است.

Polygamous arrangements can involve legal complexities and considerations.

چیدمان‌های چند همسری می‌تواند شامل پیچیدگی‌ها و ملاحظات قانونی باشد.

Polygamous practices have been a subject of debate and controversy in many societies.

شیوه های چند همسری موضوع بحث و جنجال در بسیاری از جوامع بوده است.

Polygamous relationships require a high level of trust and understanding among all parties involved.

روابط چند همسری نیازمند سطح بالایی از اعتماد و درک بین همه طرف های درگیر است.

Polygamous marriages are not legally recognized in all countries.

وصلت‌های چند همسری در همه کشورها به رسمیت قانونی شناخته نشده اند.

Polygamous families may face social stigma and discrimination in some communities.

خانواده‌های چند همسر ممکن است با انگ اجتماعی و تبعیض در برخی از جوامع روبرو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید