polygonous

[ایالات متحده]/ˌpɒlɪˈɡɒnəs/
[بریتانیا]/ˌpɑːlɪˈɡɑːnəs/

ترجمه

adj. دارای زوایای متعدد یا اضلاع؛ مربوط به چندضلعی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

polygonous shape

شکل چندضلعی

polygonous figure

تصویر چندضلعی

polygonous area

مساحت چندضلعی

polygonous structure

ساختار چندضلعی

polygonous design

طراحی چندضلعی

polygonous object

شی چندضلعی

polygonous model

مدل چندضلعی

polygonous network

شبکه چندضلعی

polygonous pattern

الگوی چندضلعی

polygonous graph

نمودار چندضلعی

جملات نمونه

the polygonous shape of the building caught everyone's attention.

شکل چندضلعی ساختمان توجه همه را به خود جلب کرد.

she designed a polygonous garden with various sections.

او یک باغ چندضلعی با بخش‌های مختلف طراحی کرد.

in geometry, a polygonous figure has multiple sides.

در هندسه، یک شکل چندضلعی ضلع‌های متعددی دارد.

the artist created a polygonous sculpture that amazed viewers.

هنرمند مجسمه‌ای چندضلعی خلق کرد که بینندگان را شگفت‌زده کرد.

polygonous patterns are often used in modern architecture.

الگوهای چندضلعی اغلب در معماری مدرن استفاده می‌شوند.

the polygonous design of the bridge enhances its stability.

طراحی چندضلعی پل استحکام آن را افزایش می‌دهد.

polygonous shapes can be found in nature, like certain leaves.

اشکال چندضلعی را می‌توان در طبیعت یافت، مانند برخی برگ‌ها.

the mathematician studied the properties of polygonous figures.

دانشمند ریاضیاتی خواص اشکال چندضلعی را مطالعه کرد.

polygonous elements are essential in creating complex designs.

عناصر چندضلعی برای ایجاد طرح‌های پیچیده ضروری هستند.

the polygonous layout of the city allows for efficient traffic flow.

چیدمان چندضلعی شهر به جریان ترافیک کارآمد اجازه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید