polypuss

[ایالات متحده]/'pɔlɪpəs/
[بریتانیا]/'pɑlɪpəs/

ترجمه

n. اصطلاح پزشکی برای نوعی رشد یا تومور؛ شکل جمع: پولیپ‌ها یا پولیپوس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

polypuss attack

حمله پولیمپوس

polypuss sighting

مشاهده پولیمپوس

polypuss habitat

زیستگاه پولیمپوس

polypuss behavior

رفتار پولیمپوس

polypuss species

گونه‌های پولیمپوس

polypuss encounter

برخورد با پولیمپوس

polypuss legend

افسانه پولیمپوس

polypuss researcher

محقق پولیمپوس

polypuss sightings

مشاهدات پولیمپوس

polypuss mystery

معمای پولیمپوس

جملات نمونه

my friend adopted a polypuss from the shelter.

دوست من یک پلیپوس از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

polypuss are known for their unique appearance and playful nature.

پلی‌پوس‌ها به خاطر ظاهر منحصر به فرد و طبیعت بازیگوش خود شناخته می‌شوند.

taking care of a polypuss requires special attention.

مراقبت از یک پلیپوس نیاز به توجه ویژه دارد.

many people love the charm of a polypuss.

بسیاری از مردم عاشق جذابیت یک پلیپوس هستند.

a polypuss can have extra toes on each paw.

یک پلیپوس می‌تواند پنجه‌های اضافی روی هر پنجه داشته باشد.

some consider the polypuss to be a rare breed.

برخی پلیپوس را نژادی کمیاب در نظر می‌گیرند.

training a polypuss can be a fun experience.

آموزش یک پلیپوس می‌تواند یک تجربه سرگرم‌کننده باشد.

polypuss often exhibit friendly and social behavior.

پلی‌پوس‌ها اغلب رفتاری دوستانه و اجتماعی نشان می‌دهند.

many families enjoy having a polypuss as a pet.

بسیاری از خانواده‌ها از داشتن یک پلیپوس به عنوان حیوان خانگی لذت می‌برند.

regular vet check-ups are important for a polypuss.

معاینات دامپزشکی منظم برای یک پلیپوس مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید