ponen

[ایالات متحده]/ˈpəʊnən/
[بریتانیا]/ˈpoʊnən/

ترجمه

n. قطعه؛ جزء
شکل‌های واژه
جمعponens

عبارات و ترکیب‌ها

ponent wind

باد غربی

west ponent

غربی

ponent breeze

وزش باد غربی

the ponent

غرب

soft ponent

باد نرم غربی

warm ponent

باد گرم غربی

ponent airs

بادهای غربی

summer ponent

باد غربی تابستانی

gentle ponent

باد نرم و مهیب غربی

evening ponent

باد غربی شب

جملات نمونه

please put the book on the table

لطفاً کتاب را روی میز بگذار

she put the flowers in the vase

او گل‌ها را در جعبه گل قرار داد

put your coat on the hanger

پسته‌ایت را روی دستگیره بگذار

the teacher put the map on the wall

معلم نقشه را روی دیوار گذاشت

put the plates in the cabinet

тарو در厨柜 قرار دهید

he put the key under the doormat

او کلید را زیر مات مفتاح گذاشت

please put the trash in the bin

لطفاً پسماند را در سطل قرار دهید

she put the baby in the cradle

او نوزاد را در تختچه گذاشت

put the computer on the desk

کامپیوتر را روی میز بگذار

the chef put the ingredients in the bowl

شکم‌پز چیزهای لازم را در ظرف گذاشت

put your shoes by the door

پایت را در کنار در بگذار

they put the flag on the pole

آن‌ها پرچم را روی میل گذاشتند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید