poodling

[ایالات متحده]/'puːd(ə)l/
[بریتانیا]/ˈpudl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سگ کوچک با موی فرفری

عبارات و ترکیب‌ها

toy poodle

پودل اسباب‌بازی

جملات نمونه

got a poodle for her birthday.

به عنوان هدیه تولد یک پاگد توله گرفت.

the council is being made a poodle of central government.

شورای شهر در حال دستکاری توسط دولت مرکزی است.

the chap who just wants to poodle along the road at 50 mph.

مردی که فقط می‌خواهد با سرعت 50 مایل در ساعت در جاده به آرامی حرکت کند.

The clubbable, whisky-quaffing, poodle-cuddling Mr Musharraf is no fundamentalist.

آقای مشرف، که فردی خوش‌گذران، نوشیدنی‌خور و نوازنده سگ پودل است، یک بنیادگرای افراطی نیست.

To this end crosses with smaller breeds such as the affenspinscher, toy spitz and perhaps poodle were employed.

به همین دلیل، با نژادهای کوچکتر مانند آفسن‌اشینچر، اسپیتس اسباب‌بازی و شاید پاگد، تولید مثل انجام شد.

She loves to pamper her poodle.

او عاشق این است که از پاگدش مراقبت کند.

The poodle pranced around the yard.

پاگد در حیاط با خوشحالی قدم می زد.

He took his poodle for a walk in the park.

او پاگدش را برای قدم زدن به پارک برد.

The poodle's fur needs regular grooming.

موهای پاگد نیاز به مرتب کردن منظم دارد.

The poodle is a popular breed for families.

پاگد یک نژاد محبوب برای خانواده ها است.

The poodle is known for its intelligence and agility.

پاگد به خاطر هوش و چابکی اش شناخته شده است.

She entered her poodle in a dog show.

او پاگدش را در یک نمایش سگ ثبت نام کرد.

The poodle is a hypoallergenic breed.

پاگد یک نژاد کم آلرژی است.

The poodle's coat requires regular trimming.

پوشش پاگد نیاز به مرتب کردن منظم دارد.

The poodle is a versatile and trainable dog.

پاگد یک سگ با استعداد و قابل آموزش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید