chicken popholes
چاکیهای مرغ
auto popholes
چاکیهای خودکار
opening popholes
چاکیهای باز شونده
closing popholes
چاکیهای بسته شونده
wooden popholes
چاکیهای چوبی
plastic popholes
چاکیهای پلاستیکی
popholes and perches
چاکیها و تکیهگاهها
insulated popholes
چاکیهای عایق شده
metal popholes
چاکیهای فلزی
clean popholes
چاکیهای تمیز
the hens went out through the popholes to enjoy the sunshine.
گوشتیها از طریق دریچههای خروجی به خارج رفتند تا نور خورشید را لذت ببرند.
farmers must securely close the popholes before the foxes arrive.
کشاورزان باید قبل از ورود خرسهای قهوهای دریچههای خروجی را به طور ایمن ببندند.
modern poultry sheds often feature automatic popholes for efficiency.
سالنهای پرورش گوشتی مدرن اغلب دارای دریچههای خروجی خودکار برای افزایش کارایی هستند.
the chicks were too small to navigate the large popholes safely.
پرندگان جوجهزایی بسیار کوچک بودند که نتوانستند به ایمنی از دریچههای بزرگ خروجی عبور کنند.
proper insulation around the popholes prevents dangerous drafts inside.
ایزولاسیون مناسب در اطراف دریچههای خروجی از ورود جریانهای خطرناک در داخل جلوگیری میکند.
dirt accumulated on the sliding popholes made them difficult to open.
گرد و غبار روی دریچههای خروجی لغزشی جمع شده بود که باز کردن آنها را دشوار میکرد.
inspectors checked the dimensions of the popholes during the audit.
بررسیکنندگان در حین بازرسی ابعاد دریچههای خروجی را بررسی کردند.
installing ramps at the popholes helps older birds exit smoothly.
نصب پلههای مایل در دریچههای خروجی به پرندگان پیر کمک میکند تا به سادگی خارج شوند.
the veterinarian suggested enlarging the popholes to reduce crowding.
دکتر حیوانات پیشنهاد داد تا دریچههای خروجی را گستردهتر کنند تا از چگالیدگی کاسته شود.
a clear runway is essential in front of all functional popholes.
یک مسیر روشن در جلو تمام دریچههای خروجی کارایی ضروری است.
heavy snow blocked the external popholes overnight during the storm.
برف سنگین در طول بارش شب به دریچههای خروجی خارجی مسدود کرد.
chicken popholes
چاکیهای مرغ
auto popholes
چاکیهای خودکار
opening popholes
چاکیهای باز شونده
closing popholes
چاکیهای بسته شونده
wooden popholes
چاکیهای چوبی
plastic popholes
چاکیهای پلاستیکی
popholes and perches
چاکیها و تکیهگاهها
insulated popholes
چاکیهای عایق شده
metal popholes
چاکیهای فلزی
clean popholes
چاکیهای تمیز
the hens went out through the popholes to enjoy the sunshine.
گوشتیها از طریق دریچههای خروجی به خارج رفتند تا نور خورشید را لذت ببرند.
farmers must securely close the popholes before the foxes arrive.
کشاورزان باید قبل از ورود خرسهای قهوهای دریچههای خروجی را به طور ایمن ببندند.
modern poultry sheds often feature automatic popholes for efficiency.
سالنهای پرورش گوشتی مدرن اغلب دارای دریچههای خروجی خودکار برای افزایش کارایی هستند.
the chicks were too small to navigate the large popholes safely.
پرندگان جوجهزایی بسیار کوچک بودند که نتوانستند به ایمنی از دریچههای بزرگ خروجی عبور کنند.
proper insulation around the popholes prevents dangerous drafts inside.
ایزولاسیون مناسب در اطراف دریچههای خروجی از ورود جریانهای خطرناک در داخل جلوگیری میکند.
dirt accumulated on the sliding popholes made them difficult to open.
گرد و غبار روی دریچههای خروجی لغزشی جمع شده بود که باز کردن آنها را دشوار میکرد.
inspectors checked the dimensions of the popholes during the audit.
بررسیکنندگان در حین بازرسی ابعاد دریچههای خروجی را بررسی کردند.
installing ramps at the popholes helps older birds exit smoothly.
نصب پلههای مایل در دریچههای خروجی به پرندگان پیر کمک میکند تا به سادگی خارج شوند.
the veterinarian suggested enlarging the popholes to reduce crowding.
دکتر حیوانات پیشنهاد داد تا دریچههای خروجی را گستردهتر کنند تا از چگالیدگی کاسته شود.
a clear runway is essential in front of all functional popholes.
یک مسیر روشن در جلو تمام دریچههای خروجی کارایی ضروری است.
heavy snow blocked the external popholes overnight during the storm.
برف سنگین در طول بارش شب به دریچههای خروجی خارجی مسدود کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید