populo

[ایالات متحده]//ˈpɒpjʊləʊ//
[بریتانیا]//ˈpɑːpjʊloʊ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم؛ فولک
interj. به مردم
شکل‌های واژه
جمعpopulos

جملات نمونه

the senator addressed the populo concerns about the new bill.

senاتور در مورد نگرانی‌های مردم درباره قانون جدید سخن گفت.

populo sentiment has shifted toward reform this year.

نگرش مردم این سال به سمت اصلاحات تغییر کرده است.

the government must serve the populo interest above all else.

دولت باید در تمامی موارد به منافع مردم خدمت کند.

populo participation in the election exceeded expectations.

شرکت مردم در انتخابات فراتر از انتظار بود.

the court ruled in favor of populo rights in the landmark case.

دادگاه در پرونده اهمیت در نفع حقوق مردم رای داد.

leaders must listen to the populo voice on critical issues.

رهبران باید در مسائل حیاتی به صدای مردم گوش دهند.

populo unity remains strong despite the division.

همبستگی مردم با وجود تقسیم‌ها باقی مانده است.

the policy reflects populo demands for change.

این سیاست درخواست‌های مردم برای تغییر را منعکس می‌کند.

media should represent the populo perspective fairly.

رسانه‌ها باید نگاه مردم را به طور عادلانه نمایش دهند.

economic recovery depends on populo confidence in the market.

بازگشت اقتصادی به بازار وابسته به اعتماد مردم است.

the populo mandate was clearly expressed in the referendum.

دستورالعمل مردم در رفرانдум به وضوح بیان شد.

education reform requires populo support to succeed.

اصلاح آموزش نیاز به حمایت مردم برای موفقیت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید