possum

[ایالات متحده]/'pɒsəm/
[بریتانیا]/'pɑsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. marsupial استرالیایی
vi. به طور مرده بازی کردن.

جملات نمونه

Jake decided that his best course of action would be to play possum and wait for her to give up.

جِیِک تصمیم گرفت که بهترین اقدامش این است که وانمود کند و منتظر بماند تا او دست بکشد.

Last December scientists announced the probable extinction of the first mammal because of climate change: the white lemuroid possum, now gone from Queensland, Australia.

ماه گذشته، دانشمندان از انقراض احتمالی اولین پستاندار به دلیل تغییرات آب و هوایی خبر دادند: سمور سفید لیمورید که اکنون از کوئینزلند، استرالیا ناپدید شده است.

The possum played dead when it felt threatened.

چوگان وقتی احساس خطر می‌کرد، خود را مُرده نشان می‌داد.

I saw a possum rummaging through the trash cans last night.

دیشب یک چوگان را دیدم که در سطل‌های زباله جستجو می‌کرد.

Possums are known for their nocturnal habits.

چوگان‌ها به خاطر عادت‌های شب‌زی خود شناخته شده‌اند.

The possum's tail is prehensile, allowing it to grasp branches.

دم چوگان پیشینه‌ای دارد که به آن اجازه می‌دهد شاخه‌ها را بگیرد.

Possums are marsupials, carrying their young in a pouch.

چوگان‌ها کیسه‌داران هستند و بچه‌های خود را در یک کیسه حمل می‌کنند.

I accidentally startled a possum while hiking in the woods.

من ناخواسته یک چوگان را در حین پیاده‌روی در جنگل ترساند.

Possums have a varied diet, including fruits, insects, and small animals.

چوگان‌ها رژیم غذایی متنوعی دارند که شامل میوه‌ها، حشرات و حیوانات کوچک است.

The possum's fur is thick and helps it stay warm in cold weather.

موهای چوگان ضخیم است و به آن کمک می‌کند در هوای سرد گرم بماند.

Possums are skilled climbers, using their sharp claws to grip onto surfaces.

چوگان‌ها صعودکنندگان ماهری هستند و از پنجه‌های تیز خود برای گرفتن سطوح استفاده می‌کنند.

I once had a possum as a pet and it was surprisingly friendly.

من یک بار یک چوگان را به عنوان حیوان خانگی داشتم و به طرز شگفت‌انگیزی دوستانه بود.

نمونه‌های واقعی

That's right. These are my brothers. Possum, possum, possum.

درست است. اینها برادرهای من هستند. درختچه خرگوش، درختچه خرگوش، درختچه خرگوش.

منبع: Ice Age 2: The Meltdown

You know that possum that's been ruining our garden?

می‌دانید آن درختچه خرگوش که باغ ما را خراب کرده است؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Oh, it might be a possum. I...I saw one the other day.

اوه، شاید یک درختچه خرگوش باشد. من... من یکی را روز دیگر دیدم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

So I went over there and I threw a possum on their roof.

پس من آنجا رفتم و یک درختچه خرگوش را روی پشت بام آنها انداختم.

منبع: Ozark.

Me? Don't be ridiculous. I'm not a mammoth. I'm a possum.

من؟ مسخره نباشید. من یک خرگوش غول پیکر نیستم. من یک درختچه خرگوش هستم.

منبع: Ice Age 2: The Meltdown

Because that's what she is. I don't care if she thinks she's a possum.

چون او اینگونه است. مهم نیست که او فکر می کند یک درختچه خرگوش است.

منبع: Ice Age 2: The Meltdown

And news of their recent birth is possum.

و خبر تولد اخیر آنها درختچه خرگوش است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

But the Glades also have lots of raccoons and possums.

اما Glades همچنین خرس های بومی و درختچه خرگوش های زیادی دارد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation April 2016

The possum tries to reach the moon to feel taller.

درختچه خرگوش سعی می کند به ماه برسد تا احساس کند قدبلاتر است.

منبع: VOA Special English: World

But we usually use " playing possum" in a lighthearted way.

اما ما معمولاً از "بازی کردن درختچه خرگوش" به روشی سرگرم کننده استفاده می کنیم.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید