potholder

[ایالات متحده]/ˈpɒthəʊldə/
[بریتانیا]/ˈpɔːθhoʊldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پد پارچه‌ای یا پارچه ضخیم که برای نگه‌داری ظرف‌های داغ استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen potholder

زیر دستگیره آشپزخانه

potholder set

ست زیر دستگیره

potholder loop

حلقه زیر دستگیره

potholder pattern

الگوی زیر دستگیره

potholder design

طراحی زیر دستگیره

potholder holder

نگهدارنده زیر دستگیره

potholder material

جنس زیر دستگیره

potholder gift

هدیه زیر دستگیره

potholder sewing

دوخت زیر دستگیره

potholder storage

نگهداری زیر دستگیره

جملات نمونه

i need a potholder to take the hot dish out of the oven.

من به یک دستگیره نیاز دارم تا ظرف داغ را از فر خارج کنم.

she bought a new potholder to match her kitchen decor.

او یک دستگیره جدید خرید تا با دکوراسیون آشپزخانه اش مطابقت داشته باشد.

always use a potholder when handling hot pots.

هنگام دست زدن به قابلمه های داغ همیشه از دستگیره استفاده کنید.

this potholder is made of heat-resistant material.

این دستگیره از مواد مقاوم در برابر حرارت ساخته شده است.

he accidentally burned his hand because he forgot the potholder.

او به طور تصادفی دستش را سوزاند زیرا دستگیره را فراموش کرده بود.

my grandmother knitted a beautiful potholder for me.

مادربزرگم یک دستگیره زیبا برای من بافت.

we need to buy more potholders for the kitchen.

ما باید دستگیره های بیشتری برای آشپزخانه بخریم.

the potholder slipped from my hand while lifting the pot.

دستگیره از دستم سر خورد در حالی که در حال بلند کردن قابلمه بودم.

using a potholder can prevent kitchen accidents.

استفاده از دستگیره می تواند از حوادث آشپزخانه جلوگیری کند.

she prefers fabric potholders over silicone ones.

او ترجیح می دهد از دستگیره های پارچه ای نسبت به سیلیکونی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید