poulet

[ایالات متحده]/ˈpuːleɪ/
[بریتانیا]/puːˈleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرغ؛ به ویژه مرغ جوانی که برای پختن استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعpoulets

عبارات و ترکیب‌ها

poulet rôti

گوشت مرغ سرخ‌کرده

poulet frit

گوشت مرغ فریت

grilled poulet

گوشت مرغ گریل

roasted poulet

گوشت مرغ پеченه‌کرده

poulet curry

مرغ کری

demi-poulet

نیم گوشت مرغ

poulet sauce

مرغ با سس

poulet maison

مرغ خانگی

broiled poulet

مرغ با پختن در فر

poulet entier

مرغ کامل

جملات نمونه

i ordered the roasted poulet with rosemary potatoes.

من گوشت مرغ پخته شده با سیب زمینی های رزماری سفارش دادم.

the restaurant is famous for its grilled poulet.

این رستوران به خاطر گوشت مرغ گریل شده معروف است.

she prepared a delicious lemon herb poulet for dinner.

او برای شام یک گوشت مرغ لیمو عصاره گیاهی لذیذ آماده کرد.

the menu features a spicy honey garlic poulet.

منو یک گوشت مرغ سرکه شکری و سیری تیز دارد.

we enjoyed the creamy mustard poulet with rice.

ما گوشت مرغ مایع گردویی با برنج را لذت بردیم.

the chef recommended the traditional poulet rôti.

شکیف گوشت مرغ روتنی سنتی را توصیه کرد.

can i have the fried poulet instead of the fish?

آیا من می توانم گوشت مرغ سرخ شده به جای ماهی را بگیرم؟

the serveur brought the bourgogne-style poulet.

خدمتکار گوشت مرغ سبک بورگوندی را آورد.

i prefer the dijon mustard poulet.

من گوشت مرغ گردویی دیژون را ترجیح می دهم.

the poulet was served with seasonal vegetables.

گوشت مرغ با سبزیجات فصلی سرو کرده شد.

she paid extra for the truffle butter poulet.

او برای گوشت مرغ ماست گوجه فرنگی اضافی پرداخت.

the pantry ran out of blancmange powder.

خزانه از پودر بلانمانژ خالی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید