poulterer

[ایالات متحده]/ˈpəʊltərə/
[بریتانیا]/ˈpoʊltərər/

ترجمه

n. یک معامله‌گر در طیور؛ یک معامله‌گر در پرندگان

عبارات و ترکیب‌ها

poulterer shop

فروشگاه مرغ و طیور

poulterer goods

محصولات مرغ و طیور

poulterer market

بازار مرغ و طیور

poulterer prices

قیمت‌های مرغ و طیور

poulterer trade

معاملات مرغ و طیور

poulterer products

محصولات مرغداری

poulterer services

خدمات مرغداری

local poulterer

فروشنده مرغ و طیور محلی

poulterer delivery

تحویل مرغ و طیور

poulterer specialty

تخصص مرغداری

جملات نمونه

he decided to become a poulterer after working in a butcher shop.

او تصمیم گرفت پس از کار در یک مغازه قصابی، به عنوان یک فروشنده طیور فعالیت کند.

the poulterer offered a variety of fresh poultry products.

فروشنده طیور انواع محصولات طیور تازه ارائه می کرد.

she visited the poulterer to buy a turkey for the holiday.

او برای خرید یک بوقلمون برای تعطیلات به فروشنده طیور سر زد.

the local poulterer is known for its organic chicken.

فروشنده طیور محلی به خاطر مرغ ارگانیک خود مشهور است.

as a poulterer, he specialized in free-range ducks.

به عنوان یک فروشنده طیور، او در زمینه اردک های آزاد متخصص بود.

many chefs prefer to source their poultry from a trusted poulterer.

بسیاری از سرآشپزها ترجیح می دهند طیور خود را از یک فروشنده طیور مورد اعتماد تهیه کنند.

the poulterer provided detailed cooking instructions for the birds.

فروشنده طیور دستورالعمل های دقیق پخت و پز برای پرندگان ارائه می کرد.

he learned the trade from his father, who was also a poulterer.

او این حرفه را از پدرش آموخت که او نیز یک فروشنده طیور بود.

during the festive season, the poulterer was extremely busy.

در فصل جشن، فروشنده طیور بسیار شلوغ بود.

the poulterer's shop was filled with the scent of fresh herbs and spices.

فروشگاه فروشنده طیور پر از عطر گیاهان و ادویه های تازه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید