powersystems

[ایالات متحده]/ˈpaʊəsɪstəmz/
[بریتانیا]/ˈpaʊərsɪstəmz/

ترجمه

n. سیستم‌های توان (جمع سیستم توان)؛ به شبکه‌های تولید، انتقال و توزیع برق اشاره دارد.

جملات نمونه

the reliability of modern powersystems depends on robust infrastructure.

پایداری سیستم‌های قدرت مدرن به زیرساخت‌های مقاوم بستگی دارد.

engineers are designing smart powersystems to improve energy efficiency.

مهندسان سیستم‌های قدرت هوشمند را طراحی می‌کنند تا بهبود کارایی انرژی را فراهم کنند.

integrating renewable energy requires significant updates to powersystems.

اینTEGRATION انرژی‌های تجدیدپذیر به به‌روزرسانی‌های قابل توجهی در سیستم‌های قدرت نیاز دارد.

stability analysis is crucial for preventing powersystems failure.

تحلیل پایداری برای جلوگیری از خرابی سیستم‌های قدرت ضروری است.

high-voltage transmission lines are vital components of powersystems.

خطوط انتقال ولتاژ بالا اجزای حیاتی سیستم‌های قدرت هستند.

cybersecurity threats pose a growing risk to national powersystems.

تهدیدات امنیت سایبری خطری در حال افزایش برای سیستم‌های قدرت کشوری ایجاد می‌کنند.

decentralized powersystems offer resilience against widespread blackouts.

سیستم‌های قدرت غیرمتمرکز مقاومت در برابر قطعی گسترده را فراهم می‌کنند.

optimization algorithms help manage load distribution in powersystems.

الگوریتم‌های بهینه‌سازی در مدیریت توزیع بار در سیستم‌های قدرت کمک می‌کنند.

regular maintenance ensures the longevity of industrial powersystems.

نگهداری منظم از طول عمر سیستم‌های قدرت صنعتی را تضمین می‌کند.

frequency regulation is essential for the operation of powersystems.

کنترل فرکانس برای عملکرد سیستم‌های قدرت ضروری است.

advanced monitoring software provides real-time data on powersystems.

نرم‌افزارهای نظارت پیشرفته داده‌های زمان واقعی در مورد سیستم‌های قدرت را فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید