prefabrications

[ایالات متحده]/ˌpriːfæbrɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌpriːfæbrɪˈkeɪʃənz/

ترجمه

v. حالت شخص سوم مفرد فعل prefabricate.
n. قطعه‌های یا اجزای ساخته شده که در محل نصب می‌شوند.

جملات نمونه

the company specializes in prefabricated houses.

شرکت در زمینه خانه‌های پیش ساخته تخصص دارد.

modern architects prefer prefabricated modules for quick construction.

معماران مدرن برای ساخت سریع‌تر از ماژول‌های پیش ساخته استفاده می‌کنند.

prefabricated components reduce building time significantly.

اجزای پیش ساخته زمان ساخت را به طور قابل توجهی کاهش می‌دهند.

the government approved the use of prefabricated buildings for housing projects.

دولت استفاده از ساختمان‌های پیش ساخته برای پروژه‌های مسکن را تأیید کرد.

prefabricated structures are becoming popular in earthquake-prone areas.

ساختارهای پیش ساخته در مناطق مستعد به زلزله محبوب می‌شوند.

these prefabricated elements can be assembled on-site.

این عناصر پیش ساخته می‌توانند در محل جمع‌آوری شوند.

the factory produces high-quality prefabricated parts.

کارخانه قطعات پیش ساخته با کیفیت بالا تولید می‌کند.

prefabricated construction offers cost-effective solutions.

ساخت پیش ساخته راه‌حل‌های مقرون به صرفه ارائه می‌دهد.

engineers inspected the prefabricated modules before installation.

مهندسان ماژول‌های پیش ساخته را قبل از نصب بررسی کردند.

prefabricated buildings can be disassembled and moved.

ساختمان‌های پیش ساخته می‌توانند از هم جدا شوند و جابه‌جایی یابند.

the development uses prefabricated walls and floors.

این توسعه از دیوارها و زمین‌های پیش ساخته استفاده می‌کند.

prefabricated technology has revolutionized the construction industry.

فناوری پیش ساخته صنعت ساخت و ساز را انقلابی کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید