preformationist

[ایالات متحده]/ˌpriːfɔːˈmeɪʃənɪst/
[بریتانیا]/ˌpriːfɔːrˈmeɪʃənɪst/

ترجمه

n. شخصی که به نظریه باور دارد که یک سازمان زیستی از یک شکل موجود قبلی توسعه می‌یابد، به ویژه در بیولوژی جنینی.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the preformationist theory dominated embryology before the invention of the microscope.

نظریه پیش‌ساخته‌ای پیش از اختراع میکروسکوپ در توسعه‌شناسی حکم فرما می‌کرد.

early scientists drew preformationist conclusions based on limited observational data.

دانشمندان اولیه نتیجه‌گیری‌های پیش‌ساخته‌ای را بر اساس داده‌های مشاهده‌ای محدود انجام دادند.

historians debate the subtle differences between strict and moderate preformationist views.

تاریخ‌نویسان در مورد تفاوت‌های ظریف بین نظرات پیش‌ساخته‌ای سخت‌گیرانه و معتدل بحث می‌کنند.

as microscopy improved, the preformationist hypothesis became increasingly untenable.

همان‌طور که میکروسکوپی بهبود یافت، فرضیه پیش‌ساخته‌ای به طور چشمگیری نامعتبر شد.

many religious natural philosophers supported a preformationist model of development.

بanyak فیلسوفان طبیعی مذهبی یک مدل توسعه‌ای پیش‌ساخته‌ای را حمایت می‌کردند.

a preformationist might have argued that the entire organism exists fully formed at conception.

یک پیش‌ساخته‌ای ممکن است می‌گفت که تمام سازمان در لحظه تولد به طور کامل وجود دارد.

the text offers a detailed preformationist explanation for the generation of complex life.

این متن یک توضیح جزئی‌تر پیش‌ساخته‌ای برای تولید زندگی پیچیده ارائه می‌دهد.

opponents of the preformationist doctrine advocated for the theory of epigenesis.

دشمنان دیدگاه پیش‌ساخته‌ای به نظریه اپی‌ژنез اشاره می‌کردند.

swammerdam was a prominent advocate of the preformationist school of thought.

سوانمردم یک داعیه‌گر برجسته مدرسه فکری پیش‌ساخته‌ای بود.

they eventually abandoned their preformationist stance in light of new evidence.

در نهایت آن‌ها با توجه به شواهد جدید، نظریه‌شان را در مورد پیش‌ساخته‌ای رها کردند.

he wrote a lengthy treatise defending his preformationist beliefs against criticism.

او یک مقاله طولانی نوشت که با حمایت از باورهای پیش‌ساخته‌ای خود در برابر انتقادات مقاومت می‌کرد.

the concept of the homunculus is central to the preformationist worldview.

مفهوم هومونکولوس در دیدگاه جهانی پیش‌ساخته‌ای مرکزی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید