preoperative

[ایالات متحده]/priː'ɒp(ə)rətɪv/
[بریتانیا]/priˈɑpərətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبل از جراحی

عبارات و ترکیب‌ها

preoperative care

مراقبت‌های قبل از عمل

preoperative evaluation

ارزیابی قبل از عمل

preoperative instructions

دستورالعمل‌های قبل از عمل

preoperative testing

تست‌های قبل از عمل

جملات نمونه

to return to preoperative levels

بازگشت به سطح قبل از عمل

Methods One time preoperative infusive chemotherapy via left gastric artery for operable stage Ⅲ cardiac cancer.

روش ها: شیمی درمانی وریدی یک بار قبل از عمل از طریق شریان گاستری چپ برای سرطان قلبی قابل جراحی مرحله III.

It has been shown that a preoperative visit with the anesthesiologist immediately before surgery may serve as a powerful anxiolytic itself.

نشان داده شده است که ملاقات قبل از عمل با بیهوشی بلافاصله قبل از جراحی ممکن است به خودی خود به عنوان یک مسکن قوی عمل کند.

Objective The aim of this paper is to study the value of preoperative lymphography and radionuclide imaging for rectal cancer patients.

هدف این مقاله بررسی ارزش لنفوشناسی قبل از عمل و تصویربرداری رادیونوکلئیدی برای بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید