prepares

[ایالات متحده]/prɪˈpeəz/
[بریتانیا]/prɪˈpɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آماده کردن یا تجهیز کردن؛ ترتیب دادن یا راه اندازی کردن؛ فراهم کردن یا تأمین کردن؛ آماده کردن خود

عبارات و ترکیب‌ها

prepares food

آماده کردن غذا

prepares dinner

آماده کردن شام

prepares report

تهیه گزارش

prepares students

آماده کردن دانش‌آموزان

prepares materials

آماده کردن مواد

prepares presentation

آماده کردن ارائه

prepares meals

آماده کردن وعده‌های غذایی

prepares team

آماده کردن تیم

prepares documents

آماده کردن مدارک

جملات نمونه

she prepares dinner for her family every evening.

او هر شب شام را برای خانواده‌اش آماده می‌کند.

the teacher prepares the students for their exams.

معلم دانش‌آموزان را برای امتحاناتشان آماده می‌کند.

he prepares a presentation for the meeting.

او یک ارائه برای جلسه آماده می‌کند.

the chef prepares the ingredients before cooking.

سرآشپز مواد لازم را قبل از پخت آماده می‌کند.

she always prepares her outfit the night before.

او همیشه لباس‌هایش را شب قبل آماده می‌کند.

they prepare the house for the guests' arrival.

آنها خانه را برای ورود مهمانان آماده می‌کنند.

the coach prepares the team for the big game.

مربی تیم را برای بازی بزرگ آماده می‌کند.

he prepares the report ahead of the deadline.

او گزارش را قبل از مهلت مقرر آماده می‌کند.

she prepares her mind for the challenges ahead.

او ذهن خود را برای چالش‌های پیش رو آماده می‌کند.

the company prepares a budget for the next quarter.

شرکت یک بودجه برای سه ماهه آینده آماده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید