prepayment

[ایالات متحده]/ˌpri:'peimənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیش پرداخت

عبارات و ترکیب‌ها

make a prepayment

پرداخت پیش‌پرداخت

require prepayment

نیاز به پرداخت پیش‌پرداخت

accept prepayment

پذیرش پرداخت پیش‌پرداخت

جملات نمونه

The hotel requires a prepayment for the reservation.

هتل نیاز به پرداخت پیشرفته برای رزرو دارد.

She made a prepayment for the upcoming trip.

او برای سفر آینده یک پرداخت پیش پرداخت انجام داد.

The prepayment is necessary to secure the booking.

پرداخت پیش پرداخت برای تضمین رزرو ضروری است.

They offer a discount for prepayment of services.

آنها برای پرداخت پیش پرداخت خدمات تخفیف ارائه می دهند.

The prepayment policy varies from company to company.

سیاست پرداخت پیش پرداخت از شرکت به شرکت متفاوت است.

He decided to make a prepayment to avoid any delays.

او تصمیم گرفت برای جلوگیری از هرگونه تاخیر یک پرداخت پیش پرداخت انجام دهد.

The prepayment can be made online or in person.

پرداخت پیش پرداخت را می توان به صورت آنلاین یا حضوری انجام داد.

Customers can enjoy benefits by opting for prepayment.

مشتریان می توانند با انتخاب پرداخت پیش پرداخت از مزایای آن بهره مند شوند.

She prefers prepayment to monthly installments.

او ترجیح می دهد به جای اقساط ماهانه، پرداخت پیش پرداخت کند.

The prepayment deadline is approaching, so please make the payment soon.

مهلت پرداخت پیش پرداخت نزدیک است، لطفاً هرچه زودتر پرداخت را انجام دهید.

نمونه‌های واقعی

And what are balloon payments and prepayment penalties?

و پرداخت‌های بالونی و جریمه‌های بازپرداخت چیستند؟

منبع: 2015 ESLPod

Why does a bank charge prepayment penalties on mortgage loans?

چرا یک بانک جریمه بازپرداخت را در وام‌های مسکن دریافت می‌کند؟

منبع: 2015 ESLPod

So, some banks have a prepayment penalty, but not all of them.

بنابراین، برخی از بانک‌ها جریمه بازپرداخت دارند، اما همه آنها اینطور نیستند.

منبع: 2015 ESLPod

Rafael doesn't understand these terms, the ones about balloon payments and prepayment penalties.

رافائل این اصطلاحات را متوجه نمی‌شود، اصطلاحاتی در مورد پرداخت‌های بالونی و جریمه‌های بازپرداخت.

منبع: 2015 ESLPod

Few borrowers want to risk huge prepayment costs if their circumstances change and markets have moved in the wrong direction.

تعداد کمی از وام گیرندگان مایل به پذیرش خطر هزینه های بازپرداخت زیاد در صورت تغییر شرایط و حرکت بازارها در جهت اشتباه هستند.

منبع: Economist Finance and economics

A " penalty" is a punishment – something you have to pay, usually, in the case of a prepayment penalty.

placeholder

منبع: 2015 ESLPod

Kiko also asks about " prepayment penalties." For some loans, you actually get a penalty if you pay the loan early.

placeholder

منبع: 2015 ESLPod

That's the meaning of " prepayment" – to give the bank more money than you are supposed to according to your agreement.

placeholder

منبع: 2015 ESLPod

A mortgage with an inflated interest rate, and a balloon payment and a prepayment penalty if he tried to get out of it.

وام مسکنی با نرخ بهره مصنوعی، و پرداخت بالونی و جریمه بازپرداخت اگر سعی می‌کرد از آن خارج شود.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2020 Compilation

A filing dated December 28th states that Bellatrix has a prepayment and offtake agreement with the Nayara refinery in India (49% owned by Rosneft) that it has assigned to Coral.

یک سند تاریخ دار ۲۸ دسامبر بیان می‌کند که بلاترییکس یک قرارداد بازپرداخت و برداشت با پالایشگاه نیرای در هند (۴۹٪ متعلق به روس نفت) دارد که آن را به کورال اختصاص داده است.

منبع: Economist Finance and economics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید